ابراهيم عاملي ( موثق )
20
تفسير عاملي ( فارسي )
بت مهمّ عرب بود ، چون خواست آن را قطع كند زنى سياه و برهنه از آنجا نمودار شد كه آن را از جنّيان ميدانستند ، او خواست خالد را بترساند و بتها را برهاند ، خالد آن زن را كشت و بت را كه درختى بود بريد ، و هم آن درخت كه در نجد بود و شيخ عبد الوهّاب پيشواى طريقه ى وهّابيّه آن را بريد ، و درختى كه در مصر زنها به او متوسّل ميشدند كه بار دار شوند ، ولى دين اسلام تمام اين توسّلها را لغو كرده است ، و انسان را مكلف كرده است بتوجّه بسوى حقّ براى آسايش مادى و سعادت معنوى او . « قُلْ أتُنَبِّئُونَ اللَّه بِما لا يَعْلَمُ » 18 مجمع : امر است بپيغمبر ( ص ) كه به آنها بگويد : آيا شما خدا را مطَّلع ميكنيد به آنچه او خبر ندارد كه عبادت بتها خوب است ؟ پس نتيجه ى عالم نبودن خدا نبودن معلوم است كه درستى عبادت بت باشد و معنى اين مىشود كه در آسمان و زمين غير خدا معبودى نيست و ميانجى و شفيع هم نيست ، و بعضى گفتهاند : معنى جمله اين است : آيا شما خدا را خبردار ميكنيد بوجود شريك و شفيع كه جاهل است و از آسمان و زمين خبر ندارد . « تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ » 18 مجمع : مردم كوفه « تشركون » با تاء قرائت كردهاند يعنى شما شريك فرض ميكنيد و ديگران « يشركون » با ياء خواندهاند يعنى آنها شريك فرض ميكنند . « ما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً » 19 مجمع : در معنى اين جمله چند قول است 1 - همه بر يك دين بودند تا فرزند آدم برادر خود را كشت ، يا تا بعد از مرگ آدم ، يا تا زمان نوح ، و عطا گفته است : يعنى از زمان ابراهيم همه بر ملَّت اسلام بودند ، تا آنكه عمرو بن لحى بتپرستى را در عرب رسم كرد و دليل صحّت اين نظرها قرائت عبد اللَّه مسعود است « امّة واحدة على هدى فاختلفوا عنه » ، 2 - ابن عبّاس و حسن بصرى و كلبى گفتهاند : يعنى همه كافر بودند تا زمان ابراهيم يا از مرگ آدم تا دوران نوح ، يا عرب همه كافر بودند تا پيدايش اسلام ، 3 - يعنى بشر بر فطرت اسلام آفريده شده بود ، سپس خود اديان مختلف پديد آورد .