ابراهيم عاملي ( موثق )
17
تفسير عاملي ( فارسي )
عدالت است و در آيه از سوء عاقبت آن نافرمانى مردم را ترسانده است . « ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ » 14 مجمع : يعنى بجاى آن هلاك - شده ها شما را نشانديم تا آزمايش شده نتيجه ى فكر و كار خود را به بينيد ، و كلمه ى « ننظر » بجاى « نعلم » به كار رفته است براى اينكه بفهماند كارها با كمال مصلحت است و مانند شخص آزمايش كننده رفتار مىشود . تفسير حسينى : جزا آئينه ى فعل است گوئى كه در وى هر چه كردى مىنمايد اگر كردى نكوئى نيك بينى و گر كردى بدى او پيشت آيد عبده : يعنى شما خليفه ى گذشتگان شديد تا شرك و فسق را نابود كنيد و حقّ و عدالت را رواج دهيد ، نه فقطَّ براى استفاده ى از ملك ، پس بقاى خلافت مربوط است باعمال شايسته و مغرور نباشيد بدوام ملك با هر شرّ و فساد . « قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْه » 15 طبرى يعنى آنها كه معتقد بقيامت نيستند ميخواهند كه آيات مفيد تهديد را بردارى و آيت نويد بجايش بخوانى ، و نيز نويد را تهديد كنى و هم آنچه حرام كرده است بجايش چيزى بگوئى كه حلال شود و آنچه را آيتى حلال كرده در عوض آيتى بخوانى كه آن را حرام كند . عبده : چون اعراب پيغمبر ( ص ) را در فصاحت هم درجه با شاعران و سخن - گويان خود نميدانستند ، و از معارضه هم عاجز شدند و همانند آن نتوانستند بگويند و ميشنيدند كه اين كلمات از عالم ديگرى است كه آنها نيز بايد مطيع بشوند خواستند آن حضرت را امتحان كنند به اين كه سبك و اسلوب كلام را عوض كند يا احكام و دستوراتش را تغيير دهد تا معلوم شود كه او فقطَّ در يك طرز مخصوص سخن توانا است بوسيله ى جادو ، يا توانائى نفسانى و از طرز و سبك ديگر در سخن عاجز است پس گفته هاى او از جانب خدا نيست ، چنان كه در اين زمان عدّه اى از فرنگيها همين خيال باطل آن اعراب را كردهاند .