ابراهيم عاملي ( موثق )

169

تفسير عاملي ( فارسي )

يكسان است . جانى دارم بعشق تو كرده رقم خواهيش بشادى كش و خواهيش بغم « وَجاؤُ أَباهُمْ عِشاءً » 16 ابو الفتوح : نوشته است : اهل اشارت گفتند : براى آن نماز شام آمدند تا وقت تاريك باشد ، ايشان را از آن دروغ گفتن شرم نيايد در سخن فرو نمانند . و از آنجا گفته‌اند چون از كسى حاجتى خواهى بشب بخواه كه حيا در چشم است و چون تاريك باشد ايشان را از آن خواستن شرم نيايد و در سخن فرو نمانند و از آنجا گفته‌اند : كه چون عذر خواهى بروز مخواه كه فرو مانى در عذر خواستن . « فَصَبْرٌ جَمِيلٌ » 18 فخر : اگر صبر براى بندگى خدا بود صبر جميل است و گر نه غير جميل است . « يا بُشْرى » 19 مجمع : « بشرى » با ياى متكلَّم و « بشرىّ » با ياى مشدّد و راى مكسور نيز قرائت شده است . « وَأَسَرُّوه بِضاعَةً » 19 ابو الفتوح : يعنى راهگذاران قضيه ى يوسف را از رفقاى خود پنهان كردند براى اينكه نگويند ما شريكيم و گفتند : اين كالاى تجارتى است كه مردم اينجا بما داده‌اند تا براىشان بفروشيم و بعضى گفته‌اند : يعنى برادران سرگذشت او را پنهان كردند و گفتند غلام و كالاى تجارتى ما است . عبده : ظاهر آيه اين است كه آن قافله ى رهگذر يوسف را از مردم آنجا پنهان كردند نه از رفقاى خود . « وَشَرَوْه بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ » 20 عبده : ظاهر نظم آيه اين است كه قافله ى رهگذر يوسف را فروختند و در سفر تكوين تورات است كه عدّه اى از مردم مدين او را از چاه درآوردند باسماعيليها فروختند و برادرانش اين معامله را تصويب كردند . و ممكن است معنى چنين باشد كه ببهاى اندك ، از برادران خريدند و به مصر فروختند ببهاى كم ، و ثمن بخس بگفته ى سفر تكوين تورات بيست شاقل نقره بوده است ، و « شاقل » بموجب تحقيق علماى تاريخ برابر مىشود با وزن پانزده گرم امروز كه بهاى يوسف با مقياس ما سيصد گرم نقره مىشود و به پول مرسوم مصر قريب نود و چهار