ابراهيم عاملي ( موثق )

170

تفسير عاملي ( فارسي )

درهم مىشود ، و از ابن مسعود نقل شده است كه او را ببيست درهم فروختند ، و شايد او از يهود اين مبلغ را شنيده است و اشتباه كرده است كه درهم آن روز آنها مطابق درهم عرب در زمان او بوده است ، و ثمن بخس بموجب لغت ناقص و معيوب است و تفسير شده است به حرام و ظلم چون آزاد بوده است و او را فروخته‌اند ، و مقصود از كلمه ى معدودة مقدار كم است ، چون كم را ميشمارند زياد را وزن ميكنند و عرب آنچه را معادل يك وقيّه كه برابر با چهل درهم است و يا بيشتر بود و وزن ميكرد و كمتر را ميشمرد ، و از اين جهت به كلمه ى معدودة گفته شده است . « وَكانُوا فِيه مِنَ الزَّاهِدِينَ » 20 مجمع : و ديگران : اين جمله را چند تعبير كرده‌اند و خلاصه آن است كه اختياردارهاى او رغبتى بنگهداريش نداشتند و ميخواستند زود خلاص شوند تا مسئول نباشند كه آزادى را برده كرده‌اند . « اشْتَراه مِنْ مِصْرَ » 21 مجمع : يعنى او را از مردم مصر خريد . تنوير المقباس : يعنى او را در شهر مصر خريد . سخن و استفاده ى ما : همان است كه در ترجمه و نقل از مفسّرين نوشتيم و در آخر سرگذشت يوسف ممكن است نظرى داشته باشيم . وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ( 22 ) وَراوَدَتْه الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِه وَغَلَّقَتِ الأَبْوابَ وَقالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّه إِنَّه رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ( 23 ) وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْه السُّوءَ وَالْفَحْشاءَ إِنَّه مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ ( 24 ) وَاسْتَبَقَا الْبابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَه مِنْ دُبُرٍ وَأَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 25 ) قالَ