ابراهيم عاملي ( موثق )

16

تفسير عاملي ( فارسي )

مگر خرد نداريد [ كه سخن درست بسنجيد ] ؟ 17 پس كى است ستمگرتر از آنكه بر خدا دروغ بندد و يا آيات او و قرآن را دروغ شمارد ؟ و البتّه آنان كه بدكارند رستگار نباشند 18 [ چه اين اعراب ] بجاى خدا چيزى مىپرستند كه سود و زيان نتواند به آنها رساند ولى گويند : اينان ميانجى ما به پيشگاه خدا بوند ، اى محمد از ايشان بپرس : آيا شما ز چيزى خدا را خبر مىدهيد كه در آسمانها و زمين نيافريده و آن را نداند ؟ پس پاكيزه و برتر بود خداوند از آنچه انباز او مىكنند 19 البتّه به روزگار پيشين مردم هماهنگ و يكدل بودند وز آن پس ناسازگار شدند [ كه بتپرستى و دگر انديشه ها نمودار شد ] و اگر سرنوشت پروردگار تو نبود [ كه هر آدمى را انديشه و كارى باشد ] البتّه در آنچه ناسازگار بودند داورى مىشد وز هم جداشان ميكردند [ ولى آزادشان گذاشتند كه ] 20 مىگويند : چرا ز پروردگار محمّد از آسمان براى او نشانه اى فرود نمىآيد ؟ اى محمّد بپاسخ بگو : آنچه در نهان است و غيب [ و بايد برسد ] ويژه ى خداوند است [ و او خواهد آورد ] پس شما چشم به راه باشيد كه من نيز با شما براهم . سخن مفسّرين : « وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا » 13 عبده : اخبار از هلاكت مردم گذشته در آيات متعدّد يادآورى شده است . مثل « تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا » در سوره ى كهف ، و « إِذا أَخَذَ الْقُرى وَهِيَ ظالِمَةٌ » در سوره ى هود ، و نابودى بواسطه ى ستم بمردم يا در نتيجه ى ستم بر خود است ، مثل زياده روى هاى در زندگى و تجاوزات از شرايط صحّت و دوام حيات كه اخلاق و ابدان را تباه مىكند ، يا دنباله ى ستمهائى است در اجتماع مثل ستمگرى دولتها و حكومتها و نيرومندان بر ديگران كه موجب ضعف و نااميدى و در آخر فناى يك ملَّت مىشود و يا انحطاط آن كه پس از به خود آمدن و عبرت از گذشته ، بازماندگان آنها خطاى سابقين را تلافى ميكنند ، و البتّه اين روشى است مستمر در ملَّتها كه باختلاف احوال و اوضاع هر زمان نمودار مىشود ، و عذابى ديگر هم عذاب بيچارگى و استيصال است در برابر نافرمانى دستور پيغمبران بايمان و عمل صالح كه مهمترين آن دستورها