ابراهيم عاملي ( موثق )

144

تفسير عاملي ( فارسي )

بو علىّ دقّاق را اندر طريق ز استقامت گشت پرسان يك رفيق گفت آن باشد كه در سير مقام سر خويش از ما سوى پوشى تمام « وَلا تَطْغَوْا » 113 ابو الفتوح نوشته است : طغيان مكنيد و تجاوز از حدّ و اندازه ى كارها و حدود شرع نگاه داريد . عبد اللَّه عبّاس گفت : هيچ آيت بر رسول نيامد از اين آيت سختتر و بر آن گفت اصحاب را آنگه كه او را گفتند : پيرى به تو شتافت . گفت : سوره ى هود مرا پير كرد . « وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا » 113 طبرى : يعنى سخن اين كافران را نپذيريد و كار آنها نپسنديد ، ابن عبّاس گفته است : ركون بشرك نكنيد ، ابو العاليه گفته است : كار ستمكاران را نپسنديد ، قتاده گفته است : يعنى شما از شرك دست برداشته‌ايد دوباره متوجّه آن نشويد . مجمع : سدّى و ابن زيد گفته‌اند : يعنى با ستمكاران مداهنه و اظهار موافقت نكنيد . و بعضى گفته‌اند : مقصود همكارى با ستمكاران ، و راضى بودن به كار آنها است و اظهار دوستى با آنها ، ولى آميزش براى دفع شرشان جايز نيست . و از امام هاى ما روايت شده است : ركون به ظالم دوستى است و خيرخواهى و فرمانبرى . ابو الفتوح : نوشته است : در خبر است كه چون روز قيامت باشد منادى از قبل ربّ العزّه ندا كند : كجااند ظالمان و اعوان ظالمان ؟ جمع كنيد ايشان را تا آنكس كه براى ايشان دواتى سياهى كرده باشد يا قلمى تراشيده باشد ، آنگه همه را در تابوتى كنند از آتش و بروايتى دگر در تابوتى از آهن و در قعر دوزخ اندازند . تأويلات كاشانى : در دل بعضى مردم خواسته هاى نهانى است كه مولود ميل و توجّه به غير حقّ است و همين است زيغ مقارن طغيان كه انحراف در بصيرت است و موجب سركشى و تجاوز ، و ذات مقدّس پيغمبر ( ص ) مصون از آن بود كه توصيف شد به اين جمله ى سوره ى و النّجم « ما زاغَ الْبَصَرُ وَما طَغى » و شما اگر به اين گونه مردم توجّه كرديد به آتش حرمان و زير پرده ى فراق خواهيد سوخت . حسينى : نوشته است : سفيان ثورى رحمة اللَّه عليه فرموده كه هر كه قلمى براى