ابراهيم عاملي ( موثق )
140
تفسير عاملي ( فارسي )
113 و دل به ستمكاران نه بنديد كه آتش شما را بپسايد و جز خدا دوستى نداريد وز آن پس كس يارى شما نمىكند 114 و در دو كنار روز نماز بپاى دار و هم بخشى ز شب كه نيكيها بديها را نابود كند [ و بدانيد : ] اين آيات قرآن يادآورى است براى آنها كه به ياد حقّ مىافتد 115 و تو اى محمّد شكيبا باش كه خدا مزد نكوكاران نابود نمىكند ، 116 پس چرا جز اندكى ز بازمانده از پيشينيان شما كه ز آزارشان رهانديم كسى نبود كه جلوگير ز بدكارى به اين سرزمين شود ؟ [ با اينكه ] ستمكارانشان بدنبال آن خواسته ها رفتند كه سرگرمشان كرده بودند و دلداده بگناه بودند ، 117 [ اى پيغمبر ] پروردگار تو چنين نباشد كه مردم سرزمينى را بستم نابود كند با آنكه آنها درستكار باشند 118 و اگر پروردگار تو بسرنوشت كند همه مردم را بيك گروه درآورد ولى هميشه آدميان به چند گونه بوند 119 مگر كه خداى تو مهرى كند ، و به اين گونه آفريدشان [ كه مهر او باشد و ناسازى آدمى ] و البتّه پروردگار تو بسرنوشت كرده كه دوزخ را ز همه پريان و آدميان [ كه پابسته ى آن بوند ] آكنده كند 120 و هر آنچه از سرگذشت پيامبران برايت ميآوريم همان است كه دل تو را آرام كنيم « و گامت استوار » چه همگى اين سرگذشت و آيات و سوره ها كه برايت آمده است درست است و پند و يادآورى بمؤمنان 121 و بگو به آنان كه مؤمن نمىشوند ، آنچه توانيد كنيد و ما نيز به كار خود باشيم 122 و چشم به راه باشيد كه ما چشم براهيم 123 چه آنچه نهان بآسمانها و زمين است مال خدا است و همه كار بازگشت به او شود پس او را بپرست و نگهبان خود او را بگير كه نه او بى خبر است از آنچه شما كنيد . سخن مفسّرين : « وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْه » 110 مجمع : يعنى كافرين در نويد و تهديد خداوند شكّ دارند ، و بعضى گفتهاند : يعنى ملَّت موسى ، پيغمبرى او را قبول ندارند و شاكّ هستند . عبده : ظاهر جمله ميفهماند مقصود ملَّت موسى است كه در پيغمبرى او شكّ دارند بدليل آيات ديگر در سوره هاى حم سجده ، و شورى مثل اين جمله ها « إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْه مُرِيبٍ » .