ابراهيم عاملي ( موثق )
112
تفسير عاملي ( فارسي )
برهانديم و نيز ز آزار زفت [ سراى ديگر آسوده شان داشتيم ] 59 اين گروه عاد بودند كه نشانه هاى [ توان و يكتائى ] پروردگار خود باور نداشتند و پيامبران او را نافرمان شدند و پى فرمان هر ستمكار بد رفتار برفتند 60 و به اين جهان لعن و دورى ز رحمت حقّ بدنبالشان بود و هم برستاخيز ، پس بدانيد : عاديان كافر بودند و نيز بدانيد : مردم عاد خويشان هود دور بوند [ ز مهر پروردگار خود ] . سخن مفسّرين : « يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً » تا آخر آيه 52 نيشابورى : روايت شده است كه سه سال باران براى ملَّت هود نباريد و زنها نازا شدند ، بدين جهت پاداش ايمان باران معيّن شد و مقصود از جمله ى « يَزِدْكُمْ قُوَّةً » عنايت فرزند است به آنها كه بپاداش ايمان آن هم فراهم خواهد شد . روايت كردهاند كه حضرت حسن - مجتبى روزى نزد معاويه بود ، چون از آنجا بيرون رفت يكى از دربانهاى معاويه عرض كرد : من سرمايه دارم و فرزند ندارم علاج كارم چيست ؟ فرمود : زياد استغفار كن . او به اين ذكر مشغول شد تا به روزى هفتصد مرتبه ، و ده پسر از او پيدا شد . چون معاويه از اين راهنمائى و نتيجه ى آن خبردار شد ، گفت چرا از آن حضرت نپرسيدى كه اين راهنمائى از كجا كردى ؟ چون موقعى ديگر آن حضرت وارد بر معاويه شد و اين را پرسيد ، فرمود مگر اين سخن هود را نخوانده اى « وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ » و نيز اين سخن نوح را « فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ . . . وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ » ؟ « اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ » 54 طبرى : از ابن عبّاس و مجاهد و ابن زيد و قتاده نقل كردهاند : يعنى تو دشنام دادى بتها را آنها هم تو را گرفتار ديوانگى كردند . « تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا » 59 فخر : پس از نقل سرگذشت ملَّت عاد با اين جمله روى سخن بقوم و ملَّت پيغمبر ( ص ) شده است كه اين عاد يعنى اين قبور و آثار آن ملَّت است و شما گردش كنيد و به آن بنگريد ، و عبرت بگيريد . « وَعَصَوْا رُسُلَه » 59 فى ظلال : با اينكه آن مردم يك پيغمبر را منكر شدند ، چون پيغمبران همه بيك هدف دعوت مىكنند و انكار يك نفر بمنزله ى انكار همگى