ابراهيم عاملي ( موثق )
9
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ » 122 طبرى : عكرمه گفت : چون اين آيه نازل شد « لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ » و خوردن مردار حرام شد ، بعضى از مردم فارس كه با قريش دوست بودند گفتند بمحمّد بگوئيد : چه شده است كه اگر خدا با وسيله ى طلا حيوانى را بكشد ، شما آن را مردار ميناميد و نميخوريد ، و آنچه خود ميكشيد حلال ميدانيد مردم قريش اين مطلب را به مسلمانان اظهار كردند آنها از اين قياس و اعتراض نگران و ناراحت شدند و بدل گرفتند ، اين جملات براى آرامش آنها نازل شد « إِنَّه لَفِسْقٌ ، وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ » يعنى اين عمل فسق است و اين اعتراض از الهامات شيطان است . و نيز عكرمه گفت : مردمى از مشركين نزد پيغمبر رفتند و گفتند : بگو بدانيم گوسفند كه ميميرد كى سبب مرگ او است ؟ فرمود : خدا ، گفتند : پس تو گمان ميكنى آنچه را خدا كشته است حرام است و كشتار تو و يارانت حلال است ، اين آيه جلو آنها را گرفت ، ابن وكيع روايت كرده است : يهود به پيغمبر عرض كردند : چرا كشته ى ما را ميخورى و كشته ى خدا را مردار و حرام ميدانى ؟ براى جواب آنها نازل شد « وَلا تَأْكُلُوا » تا آخر . مجمع : يعنى : علماى كفّار و رؤساى سر سخت جاه طلب و متمرد آنها ، با اشاره ميفهمانند بپيروان كافر خود تا با شما مجادله كنند كه مردار حلال است . « وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ » 122 ابو الفتوح نوشته است : آنگه مسلمانانرا گفت : اگر شما طاعت ايشان داريد در اين و جز اين ، مشرك باشيد ، براى آنكه آن كس كه استحلال مردار كند و آن را حلال دارد ، كافر باشد باجماع ، و هر كه مردار خورد و حلال نداند در حال اختيار فاسق باشد ، و عطا گفت : اين آيه مختصّ است بذبايحى كه ايشان در جاهليّت كشتندى براى اصنام ، و بعضى دگر گفتند : مخصوص است بمردار ، و آنچه معتمد است آن است كه عامّ است در هر ذبيحه كه مسلمانان كشند و بر آن نام خداى نبرند به قصد . فخر : زجّاج گفته است : اين آيه ميفهماند : هر كس حلال خدا را حرام كند ، يا حرام را حلال نمايد مشرك است ، چون غير خدا را حاكم دانسته است ، و همين