ابراهيم عاملي ( موثق )
74
تفسير عاملي ( فارسي )
بى خبر است كه روزى در برابر زندگى است و تا مرگ نرسد روزى بريده نشود و با اين دستورها اوّل جلوگيرى از خطاى در معرفت حقّ شده است ، و در مرتبه ى دوّم منع از خطاى در شناسائى صفات حقّ است و در آخر نهى از خطاى در ايمان بافعال حقّ است . روح البيان : كشتن فرزند ترك توكّل است در كار روزى كه مستلزم تكذيب خداوند است ، چون در قرآن است : « وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّه رِزْقُها » حافظ گفته است : از آستان پير مغان سر چرا كشم دولت در اين سرا و گشايش در اين در است ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم با پادشه بگوى كه روزى مقدّر است « وَلا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ » 152 طبرى : سدّى گفته است : « ما ظَهَرَ » يعنى بنگاه بزهكارى علنى ، و « ما بَطَنَ » آن كه در نهان چنين كارى مى - كند ، ضحّاك گفته است : مردم پيش از اسلام بزهكارى بسرّ و نهانى را حرام نمى - دانستند ، اين جمله براى جلوگيرى از آن عقيده است كه هر دو ناروا است . مجاهد گفته است : « ما ظَهَرَ » ازدواج با دو خواهر و زن پدر پس از مرگ او است ، و « ما بَطَنَ » عمل جنسى با بيگانه است ، و از ضحّاك نقل شده است : « ما ظَهَرَ » شراب نوشيدن است ، و « ما بَطَنَ » بزهكارى است . مجمع البيان : از امام باقر عليه السلام روايت شده است : اوّل بزهكارى است و دوّم دوستى و رفاقت با زن بيگانه ، و بعضى گفتهاند : اوّل عمل بدى است كه با اعضاى ظاهرى بدن انجام مىشود ، و دوّم آن است كه بدل ميانديشند مانند رذائل قلبى كه كينه و حسد و غير آن باشد . « النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّه إِلَّا بِالْحَقِّ » 152 مجمع : آنكه خداى حرام كرده است كشتن مؤمن است و كافرى كه با دولت اسلام معاهده و پيمان دارد ، و كشتن