ابراهيم عاملي ( موثق )

73

تفسير عاملي ( فارسي )

بدرستكارى [ كه كم و ناپسند نباشد ] ما بكس كارى نفرمائيم مگر بگنج توان او و اگر سخنى گفتيد بدرستى و داد سخن كنيد گر چه بزيان خويشاوندتان باشد و پيمان خداوند را انجام دهيد كه اينها است خدا بشما سفارش كرده تا اميدوار باشيد كه به ياد خود بداريد [ و كار بنديد ] 154 همين است راه راست من پس شما به آن راه رويد و راههاى چند پيش نگيريد كه شما را از راه حقّ ز هم جدا كند . اينها است كه خدا شما را به آن سفارش كرد تا اميدوار برستگارى خود باشيد . سخن مفسّرين : « أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا » تا « نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ » 152 ابو الفتوح : « أَتْلُ » مجزومست بجواب امر و « ما » موصوله و محلّ « أَلَّا تُشْرِكُوا » يا رفع است بتقدير « هو » يا نصب است بتقدير « اوصى » و روا بود كه عامل در او « اتل » بود ، و التّقدير « تعالوا اتل عليكم نفى الشّرك » وجه سيّم آن است كه او را محلَّى نباشد از اعراب و « ان » بمعنى « اى » باشد ، و تقدير آن بود كه « اى لا تشركوا به شيئا » و در او وجهى دگر گفته‌اند ، چهارم ، و آن آن است كه عامل در او « حرم » باشد ، و « لا » زياده بود ، و تقدير آن بود كه « حرّم ربّكم عليكم الشّرك » و باقر عليه السلام گفت ، كمينه شرك عبادت به ريا باشد . تأويلات كاشانى : براى نشان دادن اخلاق رذيله آغاز شده است بجلو - گيرى از رذيله ى قوّه ى ناطقه و ادراك انسان كه شرك باشد زيرا شرك و انحراف از حقّ نتيجه ى خطاى قوّه ى عاقله و ناطقه ى انسان است در به كار بردن فكر و استدلال براى پيدا كردن راه حقّ و اين خود اصل رذائل است ، و در دنباله ى اين جلو - گيرى امر شده باحسان والدين ، زيرا حقّ شناسى و قدر دانى از آنها نتيجه ى خدا شناسى است ، چون آن دو واسطه ى فيض حقّ هستند و آخرين وسيله ى پيدايش و تربيت آدمى هستند و مظهر صفت پيدايش دادن و پرورش نمودن هستند كه از صفات مختصّهء حقّ است ، پس جهل بحقّ آنها و ضايع كردن آن نشانه ى جهل و شرك است و انحراف از حقّ . و پس از اين دستور ، جلوگيرى شده است از رذيله فرزند كشتن از ترس فقر ، چون اين عمل اثر كورى دل است از حقّ ، چون روزى وابسته ى بقدرت ازلى است براى هر كس بهره اى معيّن ، و چنين كس از سرّ القدر