ابراهيم عاملي ( موثق )

69

تفسير عاملي ( فارسي )

است مانع ما نشد ، اين است كه در جواب استدلال باطل آنها گفته شده است : گذشتگان هم گفتار پيغمبران را دروغ شمردند و بسزاى خود گرفتار شدند ، و اگر اينها از عمل خود دست بر ندارند بسرنوشت آنها گرفتار خواهند شد . فخر : نقل اين عقيده و سخن از عرب كافر ، همان عقيده ى جبرى مذهبها است كه در اين آيه مذمّت شده است و تقبيح ، پس بموجب اين آيه بايد اين مذهب باطل و ناپسند باشد ، « و در آخر بعقيده خود آيه را معنى مىكند » . « كَذلِكَ كَذَّبَ » 149 فخر : بعضى قاريها با تخفيف ذال خوانده‌اند و معنى چنين است كه آن گذشتگان اعراب هم دروغ ميگفتند مثل اينها كه طرف گفتگوى تو هستند و چنين بدعتها را به خدا نسبت ميدهند ، و بعضى « كَذَّبَ » با تشديد خوانده‌اند و معنى چنين مىشود ، همين طور كه اين اعرابها ببهانه گيرى و نسبت بدعت به خداوند تو را تكذيب ميكنند و سخنت را دروغ ميشمارند ، مردمان گذشته - هم به همين ادّعاهاى باطل گفتار پيغمبران و گذشتگان را تكذيب ميكردند . « فَلِلَّه الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ » 150 فخر : در برابر ادّعاى كافران كه اگر خدا نميخواست اين عقيده و عمل ما را ممكن نبود چنين احكام داشته باشيم و بت بپرستيم ، جواب : دو دليل قوى هست كه حجّت بالغه اشاره به آنها است : 1 - چون عقل و چشم و گوش و وسائل داده شده است و خود ميتوانستيد به راه ديگر برويد ، پس ناچار به آن نبوديد و بميل خود انجام داده‌ايد ، 2 - ادّعاى آنها به اين صورت تقرير مىشود : اگر ما غير اين روش داشته باشيم بر خلاف اراده ى خدا است و موجب عجز خداوند است در برابر خواسته هاى ما ، در جواب گفته شده - است : خدا ميتواند همه را به راه راست ببرد ولى آن راه تكليف و علم و فرستادن پيغمبران و اعمال اختيارى نيست ، بلكه مختصّ موجودات بىاراده و بىعلم است كه هميشه بيك وضع و شرط محدود و موجود و معدوم ميشوند ، و اين است معنى جمله ى « فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ » . « فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ » 150 مجمع : « لو شاء » در آيت جلو بمعنى