ابراهيم عاملي ( موثق )
62
تفسير عاملي ( فارسي )
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 145 تا 147 ] قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُه إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّه رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه بِه فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 145 ) وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصادِقُونَ ( 146 ) فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَلا يُرَدُّ بَأْسُه عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ( 147 ) معنى لغات : مسفوح . از مصدر سفح بفتح و سفوح بضمّ سين بمعنى خون ريختن ، اهل - از مصدر اهلال ، نمودار شدن ماه ، صدا بلند كردن براى ديدن ماه ، صداى بچه بگريه بلند شدن ، ماه را ديدن ، در هنگام تعجّب يا خوشوقتى بنام خدا صدا بلند كردن ، در موقع سر بريدن حيوانات نام خدا بردن ، باغ - از مصدر بغى بفتح تاء و بغيه با ضمّ و كسر با بمعنى از حقّ و عدالت منحرف شدن ، نافرمانى كردن ، پى چيزى رفتن ، ظفر - با كسر و ضمّ ظاء و سكون فا و با ضمّ فاء و ظاء بمعنى ناخن شحوم - جمع شحم بمعنى پيه و ماده ى چربى در داخل شكم حيوان ، الحوايا - جمع حويه بمعنى روده ى « شكنبه » اوست بقول عربها « مبعر » و باصطلاح چرب روده است و همان روده اى كه اطرافش پيه و در داخلش از سرگين دفع نشده مانده است . ترجمه : [ پس به اين كافران ] بگو 146 : در آنچه از سوى حقّ به من وحى شده حرامى كه كس بخورد نمىيابم مگر مردار باشد يا خون جدا شده يا ز گوشت خوك كه آن پليد است يا [ كشتارى كه به ناشايست انجام شده و بجاى نام خدا ] فسق است كه بنام بتها سر بريدهاند ، ولى اگر كسى ناچار بود نه سركش و ستمگر [ و در خوردن اينها اندازه نگاه داشت ] همانا پروردگار تو آمرزنده است و مهربان 147 بلى بر آن كسان كه از يهود بودند [ و سزاوار سختى ] حرام كرديم گوشت هر حيوان با ناخن و چنگال را و از گاو و گوسفند پيه آنها را بر ايشان ناروا كرديم مگر آنچه در پشت آنها باشد و در پيرامون روده ها [ و چرب روده ] و آنچه آميخته به استخوان شده است [ چون مغز قلم و چربى دم حيوان و مانند آن ] و به اين گونه [ جلوگيرى ز پاره اى خواسته هاى آنها ] سزاى فزونخواهى ايشان داديم كه ما [ در گفتار و بيم و نويد خود ] راست گفتاريم ، 148 پس اى محمّد اگر اين تازيان سخنان تو را دروغ شمردند بگو پروردگار شما مهرى گشاده دارد و سهمناكى او را ز بدكاران كس نتواند كه بگرداند .