ابراهيم عاملي ( موثق )
63
تفسير عاملي ( فارسي )
سخن مفسّرين : « قُلْ لا أَجِدُ » 146 طبرى : طاوس گفته است : مردم جاهليّت و عرب قبل از اسلام چند چيز حلال و چيزهائى بر خود حرام ميدانستند ، از اين جهت بپيغمبر امر شد كه به آنها اين طور بگويد و چيزهاى حرام را محدود نمايد . « إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً » 146 مجمع : ابن كثير و حمزه تكون با تاء و ميتة را منصوب خواندهاند ، و ابو جعفر و ابن عامر تكون با تاء و ميتة با رفع قرائت كردهاند ، و ديگران يكون با ياء و ميتة با نصب خواندهاند و ياء ميتة را همه بىتشديد خواندهاند مگر ابو - حنيفه كه او « ميتة » با تشديد ياء خوانده است . و در آيه محرّمات منحصر به چهار دسته شده است ، با اينكه چيزهاى زيادتر هست كه حرام شده است شايد از اين جهت باشد كه چون اينها اهم محرّمات بود در آيه ياد شده و ديگر حرامها محول بآيات ديگر و گفتار پيغمبر شده است ، و نيز ممكن است كه چون اين آيات در مكّه نازل شده محرّمات محدود به همين شده است ، و در مدينه كه سوره ى مائده نازل شده است بيشتر و مفصّل بيان شده است . « دَماً مَسْفُوحاً - » 146 طبرى : عكرمه گفت : اگر اين آيه و قيد « مسفوح » نبود مسلمانان مانند يهود از رگ حيوان خون ميخورند . « فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ » 146 ابو الفتوح نوشته است : در او چند قول گفتند : يكى آنكه طلب اين چيزها نكند ، و گفتهاند طلب لذّت نكند بتناول اين چيز ها ، و گفتهاند مراد بباغى آن است كه بر امام عادل بيرون آيد ، و گفتهاند مراد به باغى رهزن است ، و عادى متعدّى و ظالم باشد ، و گفتهاند : معنى آن است كه تعدّى نكند از آن كه امساك رمق كند او را ، و گفتهاند : تعدّى نكند از حلال به حرام ، و حد آن ضرورت كه اين چيزها به آن رخصت باشد آن است كه از گرسنگى به جائى رسد كه از تلف نفس برسد . تفسير روح المعانى آلوسى : يعنى آنكه چيزيرا بناحق بخواهد و از مضطرّ ديگرى همانند خود بگيرد ، و آنكه از حدّ ضرورت بيشتر بخواهد ، و اين قيد « غير باغ » نه براى آن است كه اگر اضطرار نباشد ممنوع است بلكه براى آن است كه از حرام