ابراهيم عاملي ( موثق )
58
تفسير عاملي ( فارسي )
عمر و سعيد بن جبير و ربيع بن انس اين معنى روايت شده است ، و آنها كه شيعه - مذهب و هم عقيده ى ما هستند روايت كردهاند : مقصود از اين جمله همان است كه كم كم به فقير ميدهند ، ابراهيم و سدّى گفتهاند : چون اين آيه بمكّه نازل شده است و در مدينه آيت زكات نازل شده است ، پس اين آيه منسوخ است بآيت زكات . فخر : اين جمله دنباله ى پنج دسته درآمد و بهره هاى انسان گفته شده - است كه عنب و نخل و زرع و زيتون و رمّان باشد ، ابو حنيفه استفاده كرده است كه مقصود وجوب زكات است در همه ى اينها ، و نيز او گفته است چون اين جمله بطور كلَّى بىقيد و شرط گفته شده است پس نصاب و حدّ معيّن براى زكات نيست ، پس اگر كسى هر اندازه از اين پنج دسته محصولات زمينى داشته باشد بايد زكات آن را بدهد . « وَلا تُسْرِفُوا » 142 ابو الفتوح نوشته است : در او چند قول گفتند : 1 - يكى آنكه مراد آن است كه توانگران در آن عهد در دادن اسراف كردندى تا محتاج شدندى ، تا روايت كردهاند كه ثابت بن قيس بن شمّاس را پانصد درخت خرما بود ، بوقت ارتفاع همه را بداد و براى عيال هيچ باز نگرفت ، خداى تعالى از اين نهى كرد ، و رسول گفت : « ابدأ به من تعول » ابتدا به عيال خود كن ، 2 - مقاتل و عطيّه ى عوفى گفتند : براى بتان چيزى ندهى ، 3 - زهرى گفت : در معصيت خرج نكنيد ، مجاهد گفت : اگر كوه ابو قبيس زر گردد و كسى را باشد ، به صدقه بدهد اسراف نباشد ، و از آنجا است كه حاتم طائى را گفتند : « لا خير في الاسراف » يعنى « در زياد روى سودى نيست » گفت : « لا اسراف في الخير » يعنى « در خوبى زياده روى نيست » ، 4 - بعضى دگر گفتند : اين خطاب است با سلطانان ، يعنى بالاى حقّ خود مستانى ، 5 - و بعضى دگر گفتند : خطاب عامّ است با همه ، و گفتهاند : اسراف هم در افراط مستعمل است و هم در تقصير . مجمع : چند معنى براى اين جمله گفتهاند : 1 - سعيد بن مسيّب گفته است : اسراف در اينجمله بمعنى تقصير است ، يعنى تقصير نكنيد در دادن حقّ لازم فقراء ، 2 - ابو مسلم گفته است : يعنى اسراف و زياده روى در مصرف نكنيد تا آن اندازه كم شود كه براى فقير حقّى نماند و مشمول زكات نشود .