ابراهيم عاملي ( موثق )
57
تفسير عاملي ( فارسي )
بمقتضاى خود زكات بدهيد دوّم - بعضى گفتهاند : مقصود وظيفه اى است بر سرمايه - داران كه غير از زكات هم از اموال خود بدهند چنان كه عمرو بن علىّ براى من حديث كرد از عبد الوهّاب كه او گفت : محمّد بن جعفر از پدرش حديث كرد كه در كتابى از على ابن الحسين نوشته بوده است : مقصود از اين جمله مالى است غير از حقّ فقرا كه پرداخت آن واجب است ، و مجاهد گفته است : يعنى هنگام درو چيزى به سائل و خواهنده ى فقير از خوشه بدهد ، و در هنگام خرمن كردن بدهد ، و پس از كوبيدن خرمن باز بدهد ، و چون كار و عمل جمعآورى تمام شد و مقدار آن را دانست زكاتش را جدا كند ، و هنگام جمع آورى خرما از خوشه به فقير بدهد ، و هنگام پيمانه كردن از ميوه - اش بدهد كه بخورد ، و پس از تعيين مقدار آن زكات جدا كند ، و ميمون بن مهران و يزيد بن اصمّ گفتند : مردم مدينه رسم داشتند كه چون خرما ميچيدند خوشه ى از آن به مسجد ميآوردند و ميآويختند و فقير ميآمد و با عصاى خود به آن ميزد و آنچه مىافتاد برميداشت ، اين است معنى اين جمله ، و ابن ابى نجيح گفت : يعنى هنگام جمع - آورى زراعت و خرما يك مشت از آن به فقير بدهند و بگذارند كه آنها دنباله و جاى جمع شده بگردند و آنچه بيابند ببرند « باصطلاح زراعتكارى و باغدارى خوشه چينى و آنچه كنند » ، سوّم - عدّه اى ديگر گفتهاند : اين وظيفه ى موقّت بوده است پيش از تعيين وظيفه ى زكات و پس از وجوب زكات اين حكم نسخ شد ، چنان كه سعيد بن جبير گفته است : اين آيه دستورى بود پيش از زكات و چون آيت زكات نازل شد اين حكم نسخ شد و مردم از اين درآمدها به فقير ميدادند ، و سدّى گفته است : پس از اين آيه چون در هنگام درو يا چيدن خرما كسى ميگذشت به او ميخوراندند و بهره اى از محصول شان ميدادند ، خداوند اين را بدستور زكات نسخ كرد و عشر و نيم عشر از درآمد معيّن شد . مجمع : مردم بصره و شام و عاصم « حصاد » بفتح حاء خواندهاند و ديگر قاريها با كسر حاء خواندهاند ، و از امام صادق ع روايت شده است كه از پدرش نقل فرموده - است : يعنى آن اندازه كه مىشود به فقير داد بدهيد ، و هم از عطا و مجاهد و ابن -