ابراهيم عاملي ( موثق )
56
تفسير عاملي ( فارسي )
بگوئيد . 145 و نيز شتر دو جفت است [ نر و ماده ] و گاو هم دو جفت [ نر و ماده ] است آيا دو نر يا دو ماده ى آنها را بر شما ناروا كردند يا بچه ى شكم ماده ها را ؟ يا مگر شما خود گواه بوديد و خدا بشما اين گونه سفارش كرد ؟ [ كه هر چه خواهيد بر خود حلال يا حرام كنيد ] ؟ پس كى است ستمگرتر از آنكه بر خدا بدروغ چيزى ببندد تا مردمانرا بنادانى گمراه كند ؟ البته كه خدا راهنماى گروه ستمكار نباشد . سخن مفسّرين : « وَهُوَ الَّذِي » 142 طبرى : يعنى خدا اينها را ايجاد كرده است نه بتهاى شما . « مَعْرُوشاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشاتٍ » 142 طبرى : يعنى آنچه مردم با چفته و داربست بالا مىبرند و نگاه ميدارند مثل سيم و آنچه خود بالا ميرود بىچوب و چفته مثل آن درختها كه در كوه و بيابان است و ميوه ميدهد . مجمع : ابو علىّ گفته است : يعنى آنچه اطرافش محدود است مثل ديوار و همانند آن ، و ابو مسلم گفته است : « غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ » يعنى آن كه خود بر ساقه ى خود ميايستد . تفسير نيشابورى : ارتباط اين آيه با آيات پيش اين است كه پس از بيان عقايد ركيك آنها دليل براى اثبات توحيد آورده شده است ، و مقصود از اين دو كلمه هر دو ، بوته ى مو انگور است كه اول آنهائى است كه بداربست و چفته كشيده و دوم آن يكى كه مانند بوته ى كدو و خربزه بر زمين گسترده است . « وَالزَّرْعَ » 142 فخر : ابن عبّاس اين كلمه را چنين معنى كرده است : همه ى انواع حبوب و دانه هاى خوردنى و غذاى آدمى . « مُخْتَلِفاً أُكُلُه » 142 فخر : ابن كثير و نافع با سكون كاف قرائت كردهاند و بقيّه ى قاريها با ضمّ كاف خواندهاند . تنوير المقباس ابن عبّاس : يعنى مزه ى آنها در ترشى و شيرينى مختلف است . مجمع : بعضى گفتهاند : يعنى ميوه ى آنها مختلف است و جوربجور و بعضى غير اين گفتهاند . « وَآتُوا حَقَّه يَوْمَ حَصادِه » 142 طبرى : براى اين جمله سه معنى نقل كرده اول بعضى گفتهاند مقصود زكات واجبست چنان كه اندازه و پيمانه اينها معين شد يك عشر و نيم عشر