ابراهيم عاملي ( موثق )
51
تفسير عاملي ( فارسي )
فراء و زجاج گفتهاند : يعنى خادمان بتها مردم را بدين كار وادار ميكردند ، و بعضى گفتهاند : مقصود از شركاء آن اشخاص هستند كه خود گمراه بودند و ديگران را به اين كار بد وادار ميكردند . امام فخر : چون بجاى امر خدا فرمان و دستور آنها را اطاعت ميكردند ، از اين جهت گفته شده است « شُرَكائِهِمْ » يعنى آنها كه مردم منحرف شريك خدا قرار دادهاند و فرمانشان را اطاعت ميكنند . « لِيُرْدُوهُمْ » 138 مجمع : ابو علىّ جبائى گفته است : چون آنها از اين راهنمائى بكشتن و گور كردن فرزند راهنمائى داشتهاند ، معنى اين جمله اين است كه نتيجه آرايش اين عمل در نظر آنها نابودى و هلاكشان خواهد بود ديگرى گفته است ممكن است كه بعضى از اين صلاح انديشان كه راهنمائى ميكردهاند بغرض سوء و نابودى مردم بوده است از اين جهت گفته شده است كه آنها قصد نابودى مردم را دارند اگرچه همه اين نظر را نداشتهاند ولى باصطلاح براى تغليب و اسناد عمل بيك عدّه خاصّ به اين طور گفته شده است ، اگرچه همه به غرض سوء و نابودى مردم نبودهاند . « أَنْعامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ » 139 مجمع : از ابى بن كعب و ابن مسعود و ابن زبير و اعمش و عكرمه و عمرو بن دينار روايت شده است كه آنها « حرج » بتقديم راء بر جيم قرائت كردهاند ، و ممكن است نتيجه ى معنى هر دو يكى باشد ، چون « حجر » بمعنى منع است « حرام » و « حرج » نيز بواسطه ى معنى مضيقه و تنگنائى كه از آن استفاده مىشود ، با حرام مطابق مىشود ، پس در نتيجه « حجر و حرج » دو لفظ مقلوب يكديگر هستند مثل جبذ و جذب كه بيك معنى هستند . « مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ » 139 طبرى : ابن زيد گفته است : يعنى قسمتى از حيوانات و زراعات خود را تخصيص بخداها و بتها ميدادند و زنها را از استفاده ى آن محروم ميداشتند و فقطَّ بمردها اختصاص ميدادند ، اين است كه به گمان باطل خود چيزى خواستهاند و حكمى كردهاند .