ابراهيم عاملي ( موثق )

52

تفسير عاملي ( فارسي )

« وَأَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها » 139 مجمع : حسن و مجاهد گفته‌اند : يعنى : « بحيرة و سائبة و حام » كه تفصيل در سوره ى مائده گفته شده است ، و بعضى گفته - اند : آن شتر كه بچه ى بچه اش قابل سوارى شد ، پشتش از بار و سوارى مصون است و ديگر روا نيست كسى آن را بار كند يا سوار شود . « وَأَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّه عَلَيْهَا » 139 طبرى : مجاهد گفته است يعنى بر يك دسته از حيوانات خود در هيچ موقع نام خدا روا نميداشتند چه در سوارى و يا شير دوشيدن و يا غير آن ، و ابى وائل گفته است ، يعنى براى حجّ بر آنها سوار نميشدند و آداب دين با آنها انجام نميدادند و تلبيه نميگفتند . مجمع : ضحّاك گفته است : يعنى در موقع سر بريدن حيوانات خود نام خدا نميبردند و بنام بتها حيوان را سر ميبريدند . « افْتِراءً عَلَيْه » 139 مجمع : چون معتقد بودند اين اعمال و عقايد وظايف دين است و امر خداوند ، به اين جمله فهمانده شده است كه اينها تهمت است ، و دروغ و مجعول خود آنها نه وظيفه ى دينى است . « وَقالُوا ما فِي بُطُونِ هذِه الأَنْعامِ » 140 مجمع : ابن عبّاس و شعبى و قتاده گفته‌اند : يعنى شيرى كه در شكم آن بحيره و سائبه هست ، و مجاهد و سدّى گفته - اند : يعنى بچه هاى شكم اين دو دسته اگر زنده بود مخصوص مردان و گر مرده زائيده شد مرد و زن در آن شريكند . طبرى : چون معين نشده است كه مقصود شير است يا بچه پس ظاهر آن است كه آنها شير و بچه ى شكم يك دسته ى معيّن از حيوانرا مختصّ بمردان مى - دانستند . « خالِصَةٌ لِذُكُورِنا » 140 مجمع : كلمه ى « خالصة » به چهار وجه قرائت شده است با رفع و نصب و « خالص » بىتاء با رفع و نصب . « وَإِنْ يَكُنْ مَيْتَةً » 140 مجمع : جمله ى « يَكُنْ مَيْتَةً » به چهار صورت قرائت شده است : 1 - با ياء يكن ميتة ، 2 - با تاء در تكن و نصب ميتة 3 - با ياء يكن و رفع ميتة ،