ابراهيم عاملي ( موثق )
49
تفسير عاملي ( فارسي )
ترجمه : 137 اين بتپرستان بخشى از آنچه خدا كشت و حيوان آفريده بهره ى خدا ميكردند و به گمان خود مىگفتند : اين بخش براى خدا و اين بخش براى شريكان ما [ كه بتها هستند و در سرمايه شريك ما هستند ] و آنچه براى انبازان است بهره ى خدا نمىشود و آنچه بهره ى خدا است و آنچه بانبازان ما ميرسد و چه بد داورى مىكنند [ كه مىپندارند بتها شريك در سرمايه شان شدند و خدا بر كنار است ] ، 138 و بمانند اين انديشه ى زشت ايشان انبازانشان [ و ديوان ، و رهبران بگمراهى ] كشتن فرزندانشان براىشان آراستند كه سر انجامشان به نابودى كشد و دينشان برايشان پوشيده بماند [ و هر كار زشت را ز دين خود شمارند ] و اگر سرنوشتشان بود و خدا ميخواست چنين نمىكردند ، پس اى محمّد آنان را به خود گذار با دروغ سازىشان كه 139 بپندار خود گفتند : اين چهار - پايانى و كشتنى است [ ويژه ى بتها ] كه كس را نسزد از آن بهره بردارد و بچشد مگر كه خود بخواهيم و چهار پايانى است كه نبايد كس آن را سوار شود و چهارپايانى نام خدا بر آنان [ بهنگام سر بريدن ] نمىبردند و همگى دروغسازى بر خدا است ، كه سزاى آن به زودى ببينند . و نيز گفتند 140 آنچه بچه ى شكم اين چهارپايان است ويژه ى مردان ما است و و بر زنان ما ناروا است و اگر مرده زائيده شد همه در آن انباز بودند . البتّه خداوند سزاى اين ساخته شان ميدهد كه او داناى استوار كار بود 141 البتّه زيان ديدند آن كسان كز بيخردى و نادانى فرزندان خود كشتند و آنچه خدا روزىشان كرده بود بدروغ بر خدا [ و بدعت در دين ] به خود حرام كردند كه همانا گمراه بودند و آماده ى هدايت نبودند . سخن مفسّرين : « هذا لِلَّه بِزَعْمِهِمْ » 137 مجمع كسائى با ضمّ قرائت كرده است و هم يحيى بن وثّاب و اعمش ، و ديگران با فتح خواندهاند . « فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ » تا آخر آيه 137 فخر : بجاى بت شركاء گفته شده است ، و « شركائهم » يعنى بتهاى آنها ، چونكه بتها را در اموال خود شريك ميكردند و بخشى از آن را براى خادمين بتخانه و ديگر مصارف بتها خرج ميكردند ،