ابراهيم عاملي ( موثق )

472

تفسير عاملي ( فارسي )

به ديگران به اين طور باشد كه آنها بشنوند و بر حذر شوند و بفكر چاره باشند كه تحقيق كنند تا يقين كنند كه چه وظيفه اى دارند و بايد چه كار كنند . تأويلات كاشانى : يعنى لازم است طلب بوسيله ى دل و سلوك طريق حقّ بر هر مستعد و شخص آماده براى فهم و تفقه كه علم دل است نه علم كسب و كوشش ، چنان كه در آيت ديگر گفته شده است « جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوه » يعنى بر دلهاشان پرده گذارديم و جلوگير تفقّه و فهم آنها شديم ، و معلوم است كه پرده و غشاء خداوند همان است كه حجاب نفس است از درك حقايق ، پس بايد برود پى سلوك راه تزكيه و تصفيه ى نفس تا آنكه علم از دل نمودار شود و به زبان روان شود بطورى كه ممكن نشود بر خلاف علم چيزى از شخص نمودار شود . تفسير عبده : يعنى بروند و بياموزند و همتشان در آموختن ارشاد و راهنمائى ديگران باشد بطورى كه بتدريج همه ى مؤمنين بوظايف دينشان عالم شوند و تواناى بر نشر دين و بيدارى ديگران نه اينكه به سفر بروند و بياموزند و برگردند و بر مردم فخر و برترى كنند و رياست و مقام و سود شخص خود بخواهند . طنطاوى : معلوم است كه اين آيه تحصيل علم را واجب كفائى معرّفى كرده است يعنى لازم است يك عده بروند و چون رفتند براى ديگران كافى است ، و بقيّه موظَّف به آن نيستند ، و علماى ما تحصيل علم را واجب كفائى دانسته‌اند ولى در هنگام عمل از تعميم آن خوددارى ميكنند با اينكه در مسائل ديگر كمال احتياط را مراعات ميكنند ، بطور مثال : در وضو ميگويند بايد مقدارى از بند بازوان شسته شود تا آن مقدار واجب در شستن دست بطور قطع و يقين انجام شود ، و با اينكه وضوء واجب شخصى است و هر كس تخلف كرد همان يك نفر مسئول است ولى واجب كفائى اگر تخلَّف شد همه مسئول هستند با وجود اين به تحصيل علوم زندگى كه همه ى مردم به آن محتاجند توجّه نمىكنند و پى آن نمىروند و ديگران را به آن وادار نمىكنند . « قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ » 123 طبرى : يعنى به آنها كه نزديكتر بشما هستند بايد حمله و جنگ كنيد پس به آنكه بعد از آن است ، و در موقع نزول قرآن شام از عراق