ابراهيم عاملي ( موثق )
471
تفسير عاملي ( فارسي )
زياد شدند و بايد جنگ بنوبت باشد يك دسته بمانند و وظائف احكام ياد بگيرند و يك دسته به جنگ بروند 2 - ابو مسلم گفته است : يعنى نبايد همه بروند براى جنگ ، و كمك بمسلمين ، و فقط يك عده بروند و به بينند آنها چگونه مردمى هستند و چه طور با دشمن جنگ مىكنند و موفق ميشوند و دين خود را تقويت ميكنند تا از اين مسافرت و مشاهدات پند گيرند و بر بصيرت خود بيفزايند و چون جنگ تمام شد و به وطن خود برگشتند آن كافران را كه خويشان ايشان هستند خبردارشان كنند كه پيغمبر چنين بود و مسلمين به اين طور قوى و با مقاومت بودند و جلو ميرفتند تا اين اطَّلاعات موجب ترس و حذر آن كافرها بشود كه جرأت نكنند با مسلمين بجنگند ، 3 - جبّائى گفته است : يعنى : نبايد مسلمانان همگى وطن و منزل خود را خالى كنند و بروند حضور پيغمبر ص و بايد از هر ناحيه اى عده اى بروند نزد پيغمبر و سخن آن حضرت را بشنوند و دين خود را از او فرا بگيرند و برگردند و به ديگران بياموزند و آنها را خبر - دار كنند كه آماده و بر حذر باشند . ابو الفتوح : به اين آيه استدلال كردهاند كه اگر از يك نفر چيزى شنيديم ، آن را بايد درست بدانيم و به آن عمل كنيم باصطلاح « دليل است بر حجيّت خبر واحد » چون كلمه ى « طائفة » براى يك نفر هم استعمال شده است و نيز استعمال مىشود ، بمعنى چند نفر كه عدد آنها وسيله ى شهرت و نشر گفتارشان نميشود و ارزش سخن آنها مانند سخن يك نفر است . پس در آيه كه گفته شده است : طايفه اى بروند و بياموزند و برگردند و مردم خود را خبردار كنند تا آنها بر حذر باشند دليل است كه سخن يك نفر يا بيشتر كه در حكم يك نفر است و موجب يقين نميشود بايد پذيرفته شود و اگر حكمى و وظيفه اى نقل كرد لازم است به آن عمل شود . جواب اين است : اوّل اينكه از كجا معلوم كلمه ى « طايفة » كه در اين آيه گفته شده است و موظَّف به ياد گرفتن و ياد دادن شده است ، مقصود عده ى كم يا يك نفر باشد ؟ و ممكن است در چنين موقع مقصود آن عدّه باشد كه چون همگى چيزى نقل كردند ديگران معتقد بدرستى آن بشوند ، دوّم - ممكن است مقصود لزوم رفتن و آموختن و برگشتن