ابراهيم عاملي ( موثق )
460
تفسير عاملي ( فارسي )
با ملك رسول آمد قوت گرفت و بنشاط شد و در لشكر پيش همه شتران رفت ، جابر انصارى گفت : اين شتر بر من سپار ، و رسول آن را به من سپرد ببدر حاضر آمد باحد حاضر آمد و بحديبيه حاضر آمد رسول او را به من بخشيد ، من داشتم او را تا پير شد ، تا عهد عمر ، پيش عمر شدم گفتم : چگوئى شيخى را كه ببدر و احد و حديبيه با ما حاضر بوده و امروز بكارى نميآيد ؟ گفت : آن كى است ؟ گفتم : آن شتر رسول است ، آن را از من ببهاى گران بخريد و آزاد كرد و در ميان شتران صدقه كرد تا ميچريد و كس را بر او سبيلى نبود و اگر خريده ى رسول و آزاد كرده ى عمر كس را بر او ره نبودى تو خريده ى خدائى اميد است كه آزادكرده ى او باشى . همانا كه در دنيا شيطان را بر تو راه نبود و در قيامت نيران را . تفسير حسينى : بيت : سنگ بينداز و گهر ميستان خاك زمين ميده و زر ميستان در عوض فانى خوار و حقير نعمت پاكيزه ى باقى بگير آن بيع كه روز ازل با تو كرده ايم اصلا در آن حديث اقاله نمىرود عزيزى فرموده است كه هر كه بنده اى بخرد و به عيب او دانا باشد او را رد نتوان كردن ، حقّ سبحانه ما را خريده و بعيب ما دانا بوده اميد آن است كه از درگاه كرم رد نكند ، نظم : اميد كه از فضلت مردود نگردم من چون ، شد به همه عيبى لطف تو خريدارم و در نفحات الانس از أبو ذر بوزجانى نقل مىكند كه : تو به علم ازل مرا ديدى ديدى آنگه بعيب بخريدى تو به علم آن و من بعيب همان رو مكن ز آنچه خود پسنديدى و در حقيقت اين بيع و شرى و بيان آنكه خود را مشترى گفت و ما را بايع و نفس و مال را بذكر اختصاص داد و دل را در اين مبايعه داخل نكردند مذكران و محققّان را عبارات عجيب و اشارات غريب هست و بعضى از آن در جواهر التفسير سمت تحرير يافته . بيت :