ابراهيم عاملي ( موثق )
458
تفسير عاملي ( فارسي )
در پيشگاه خداوند به گمراهى نبودند تا آنكه راه پرهيزگارى برايشان نمودار شود چه خدا داناى همه چيز بود . جهت نزول آيت 115 « وَما كانَ اللَّه » مجمع : نقل كردهاند عدّه اى از مسلمين پيش از دستورهاى لازم و واجبات از دنيا رفتند ، مردم از پيغمبر پرسيدند ، برادران درگذشته ى ما در چه حال هستند با اينكه اين وظائف را انجام ندادهاند اين آيه بجواب آنها نازل شد . ترجمه : 116 فرماندهى در آسمان و زمين بتوان اوست و او مرگ مىرساند و زنده مىكند و شما را جز او دوست و ياورى نباشد . از هم اكنون بدانيد كه 117 ، همانا خداوند آمرزيد پيغمبر را و مسلمانان مهاجر و انصار را كه بهنگام تنگى و دشوارى پيروى او كردند زان پس كه نزديك شد دلهاى گروهى ز آنان تيره شود و بلغزد ، سپس خدا [ دو دلى و ترس ] ايشان را ببخشود كه البته او به آنان نرم و مهربان است 118 و هم خدا ببخشود بر آن سه نفر كه از موافقت در جنگ خوددارى كردند « 1 » و كناره گيرى مردم از آنها زمين پهناور را برايشان تنگ نمود تا دانستند كه جز بسوى خدا راهى و پناهى ندارند ، آنوقت بود كه خدا آنها را آمرزيد ، چون او است كه عذر و توبه را مىپذيرد و مهربانى مىكند 119 پس اى مؤمنين هميشه پرهيزگار باشيد و در دسته ى راستگويان و درستكاران . جهت نزول دو آيت 118 - 117 « لَقَدْ تابَ اللَّه » تا آخر مجمع : آيت اوّل در جنگ تبوك نازل شد كه مردم گرفتار سختى و تشنگى شدند به آن اندازه كه عده اى آهنگ مراجعت كردند و لطف حق شامل آنها شد . حسن بصرى گفت : ده نفر از مسلمين با يك شتر بنوبه سوار ميشدند و ميرفتند و خوراك آنها چند خرما بود
--> ( 1 ) « خلَّفوا » به صيغه مجهول با تشديد لام و معلوم با تخفيف لام هر دو قرائت شده ، بصيغهء مجهول معنى آنست كه صحابه رسول ( ص ) از آنها كناره گرفتند و ايشانرا رها كردند ، يا خداوند آنها را مخذول كرد و منع لطف از ايشان نمود ، و بصيغهء معلوم معنى آنست كه آنان كه از موافقت مسلمانان در جنگ خوددارى نمودند . ( مصحّح )