ابراهيم عاملي ( موثق )

454

تفسير عاملي ( فارسي )

رسول ساز آن ميكرد تا بغزات تبوك شود ، رسول گفت من مشغولم چون باز آيم آنگاه بگويم كه چه بايد كرد ، چون رسول بازگشت ايشان بيامدند و گفتند : ما ميخواهيم تا به مسجد ما آئى و آنجا نماز كنى و دعا كنى ما را ببركت . و رسول بر در مدينه بود هنوز در شهر نرفته بود پيراهن بخواست تا در پوشد و آنجا رود . جبرئيل آمد و اين آيات آورد « وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً » چون اين آيه آمد مالك بن الدّخشم را « و غير او » گفت به روى و به مسجد اين ظالمان شوى و ويران كنى و بسوزى . و عطا روايت كند كه در عهد عمر شهرها كه گشاده ميشد مسلمانان را او ميفرمود : تا آنجا مسجدها بنا ميكردند و نهى كرد ايشان را از آن كه رها كنند كه مسجدى در برابر مسجدى بنا كنند يا در پهلوى مسجدى بر سبيل حسد و ضرار و منازعت . « حارَبَ اللَّه وَرَسُولَه مِنْ قَبْلُ » 107 مجمع : يعنى براى ابو عامر راهب ساختند كه از پيش با پيغمبر در جنگ بود و در انتظار آمدن او بودند كه بيايد و مسلمين را از مدينه اخراج كنند . « لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى » 108 طبرى : عدّه اى از پيغمبر نقل كرده‌اند كه مقصود مسجد مدينه است ، بعضى هم گفته‌اند : مقصود مسجد قبا است . « يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا » 108 فخر : يعنى از گناهان خود را پاك دارند ، و بمعنى پاكى از پليدى و تطهير از نجس نيز گفته‌اند . « أَسَّسَ بُنْيانَه » 109 مجمع : اين جمله در هر دو مورد چند قرائت شده است : با ضمّ همزه و كسر سين و رفع نون بنيان و با تخفيف سين و اساس بنيان و اسّ بنيان . « عَلى شَفا جُرُفٍ » 109 مجمع : عدّه اى قاريها با تخفيف راء « جرف » و ديگران با تشديد راء خوانده‌اند . و معنى جمله مقايسه ى كار خوب و بد است كه آنچه تأسيس و ساخته ى بنيان تقوى است همانند نيست با آنچه تأسيس بر نفاق است چون اينجور بنيان مانند ساخته ى در كناره و شكسته ى رود است كه به زودى ميريزد . « إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ » 110 مجمع : بيشتر قاريها « الَّا » با تشديد لام خوانده‌اند و بعضى « الى ان » خوانده‌اند و عده اى « تقطَّع » را با فتح تاء و تشديد طاء و نيز با ضمّ تاء و