ابراهيم عاملي ( موثق )
449
تفسير عاملي ( فارسي )
هر كه روزى باشد اندر روستا تا بماهى ، عقل او نايد بجا تا بماهى احمقى با او بود از حشيش « 1 » ده جز اينها چه درود ؟ وانكه ماهى ، باشد اندر روستا روزگارى ، باشدش جهل و عمى و حديث « عليكم بالسّواد الاعظم » شايد اشاره به همين شرط مهم زندگى است كه تربيت و ادب و دين و انسانيّت در محيط كوچك محدود دور از وسائل فراهم نمى - شود ، و شايد به همين مناسبت در آيت بعد گفته شده است و « مِنَ الأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ » كه بيابانى و روستانشين بطور كلَّى محروم از علم و فهم و ايمان است مگر فردى نادر و كم ، 2 - آيت آخر « خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً » اگرچه ديگران استنباط كردهاند : معنى « خلطوا » بقاى اثر خوب و بد است كه هر دو اثر خود را ميبخشد ، ولى فهم و تصديق اين مطلب دشوار است كه هر دو مثبت و منفى اثر بگذارد ، و مانند دو ماده ى مخلوط فرض نكردهاند كه نتيجه ى آن حالت سوّم و ماده ى ديگرى غير از دو ماده ى اوّل باشد مثل سكنجبين كه مورد مثل بوده است و مخلوطى از سركه و شيرينى است . پس بايد چنين فكر كنيم كه آميختن كار خوب با بد نتيجه اش پس از ميزان و حساب معلوم مىشود كه كدام برتر است ، اگر يك خوب با ارزش و بزرگ با چند بد كوچك و كم ضرر آميخته بهم شد البتّه خوب محسوب خواهد شد و بدها بىاثر ميمانند و همچنين به عكس و همانطور كه يك موجود در تحوّلات خود هر تغيير كه مىكند و بهر صورت كه در ميآيد نام و وصف و خصوصيّات آن را به خود ميگيرد انسان هم در تحوّلات مادى خود همين طور است و نيز تحوّلات و تغييرات معنوى او نيز چنين خواهد بود . فرض كنيد : يك دانه گندم پس از سبز شدن گياه است بعد خوشه است و مرتبه ى آخر آن گندم است ، و در هر درجه خاصيّت مخصوص و نام مخصوص و ارزش مخصوص به خود دارد انسان هم بچه ى در شكم مادر و جنين است بعد نوزاد مىشود ، بچه ى كوچك مىشود ، جوان مىشود ، كامل مرد مىشود ، پيرمرد مىشود ، كه احتياجات و ادراكات و توانائيها و ديگر خواصّ آدمى او در هر يك از اين مراحل غير از مرحله ى ديگر است . و همين طور است
--> ( 1 ) گياه و علف .