ابراهيم عاملي ( موثق )
444
تفسير عاملي ( فارسي )
دستش در جنگ نهاوند نابود شده بود ، روزى براى دوستان خود نقل حديث مى - كرده ، و عربى بيابانى آنجا نشست و چون قدرى گوش داد گفت : سخن تو دلربا است و دست بريده ات حكايت از دزدى تو مىكند . زيد گفت : اين دست چپ است و براى سرقت دست راست بريده مىشود . او گفت : به خدا قسم كه من نمىدانم شما كدام دست را براى دزدى مىبريد . زيد گفت : خدا راست گفته است « الأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَنِفاقاً وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّه » . « يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ » 99 مجمع : زجّاج و فرّاء گفتهاند : يعنى منافقين منتظر بودند كه پيغمبر ص كشته شود يا بميرد و آنها بدين خود برگردند . « عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ » 99 مجمع : ابن كثير و ابو عمر « السّوء » با ضمّ سين خواندهاند و ديگران با فتح سين « 1 » . « وَصَلَواتِ الرَّسُولِ » مجمع : قتاده گفته است يعنى دعاى پيغمبر بخير و بركت ، ابن عبّاس و حسن بصرى گفتهاند : مقصود استغفار پيغمبر است . « قُرْبَةٌ لَهُمْ » 100 مجمع : بعضى قاريها با ضمّ راء و اكثر با سكون راء قرائت كردهاند . مثنوى دفتر اوّل در معنى حديث « اللَّهمّ اعط كلّ منفق خلفا و كلّ ممسك تلفا » . گفت پيغمبر كه دايم بهر پند دو فرشته خوش منادى مىكنند كاى خدايا منفقان را سير دار هر درمشان را عوض ده صد هزار اى خدايا ممسكان را در جهان تو مده الَّا زيان اندر زيان اى خدايا منفقان را ده خلف اى خدايا ممسكان را ده تلف منفق و ممسك محل بين به بود چون محلّ باشد مؤثّر مىشود اى بسا امساك كز انفاق به مال حقّ را جز بامر حقّ مده
--> ( 1 ) اهل ادب هر كجا كه « سوء » مضاف باشد با ضمّ سين خوانند و هر كجا كه مضاف اليه باشد با فتح . ( مصحح )