ابراهيم عاملي ( موثق )

435

تفسير عاملي ( فارسي )

ديدى آن قهقه ى كبك خرامان حافظ كه ز سرپنجه ى شاهين قضا غافل بود « فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفِينَ » 84 مجمع : حسن بصرى و ضحاك گفته‌اند : يعنى با زنان و بچگان به مدينه بمانيد ، ابن عبّاس گفته است : يعنى با آنها كه عذرى ندارند فرّاء گرفته است : يعنى با آنها كه مخالف پيغمبر هستند ، بعضى گفته‌اند : يعنى با آنها كه مردم دون همّت و پست هستند . و بعضى گفته‌اند : يعنى با مفسدين . جبّائى گفته است : يعنى با آنها كه مريض و زمينگير و ناقص هستند و همه ى اين معانى از جهت احتمالات در اشتقاق كلمه ى خالفين است كه از چه مصدر و محلّ اشتقاق باشد . « وَلا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ » 85 « 1 » طبرى : جابر بن عبد اللَّه گفت : رئيس منافقين عبد اللَّه بن ابىّ وصيّت كرد كه پيغمبر بر او نماز بخواند و در پيراهن آن حضرت كفنش كنند ، پيغمبر بر او نماز كرد و در پيراهن خود او را كفن كرد و بر سر گورش بايستاد ، آنگاه اين آيه نازل شد ، و انس گفته است : پيغمبر خواست نماز بخواند جبرئيل لباس آن حضرت را گرفت و اين آيه را براى او خواند . مجمع : زجّاج گفته است : از پيغمبر پرسيدند : چه شد كه پيراهن خود بكفن منافق دادى ؟ فرمود : آن پيراهن به حال او سودى نداشت ولى من از خداوند اميد دارم كه به اين جهت مردم زيادى مسلمان شوند . نقل شده است كه چون قبيله ى خزرج ديدند عبد اللَّه بن ابىّ سلول بپيراهن پيغمبر راه نجات براى خود خواست ، هزار نفر از آنها مسلمان شدند . و بيشتر روايات اين است كه پيغمبر بر او نماز نخواند . تفسير برهان : حنّان بن سدير از پدرش روايت كرده است : امام باقر ع فرمود : مردى از منافقين مرد پيغمبر بپسر او پيغام داد آنگاه كه مرده را بيرون برديد مرا خبردار كنيد . چون به پيغمبر خبر دادند دست پسر مرده را گرفت و در تشييع جنازه روانه شد ، عمر عرض كرد : مگر در اين آيه شما را منع نكرده‌اند « لا تُصَلِّ عَلى » - تا آخر ؟ آن حضرت جواب نداد و روانه شد ، باز عمر مطلب را تكرار كرد ، پيغمبر فرمود :

--> ( 1 ) « لم يصلّ عليه » در روايات به معنى لم يدعو له است و بمعنى صلاة اصطلاحى نيست ( مصحح )