ابراهيم عاملي ( موثق )
436
تفسير عاملي ( فارسي )
تو مىبينى كه بر او نماز نخواندم « 1 » ولى فرزندش مسلمان است و رعايت حقّ او لازم است . « وَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ » 86 مجمع : علَّت تكرار اين مطلب با فاصله ى كم ممكن است براى تأكيد و تثبيت آن باشد كه چون مردم اندوه دارند از اموال سرمايه داران براى جلوگيرى از چشم داشتن و اندوه بردن مكرّر شده است تا دلهاى فقرا آرام شود و ديگر آرزوى آن نكنند ، و ممكن است اين مطلب براى دو دسته از منافقين باشد مثل اينكه بگوئيم حال حسن تو را ناراحت نكند و هم وضع و حال تقى تو را افسرده نكند . « وَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ » 87 تفسير ابو السعود : ممكن است مقصود قسمتى از يك سوره ى قرآن باشد . فخر : همانطور كه كلمه ى كتاب و قرآن ممكن است قسمتى از قرآن و كتاب را بفهماند و هم ممكن است تمام را بفهماند كلمه ى سوره هم ممكن است مقصود قسمتى از سوره باشد كه به منافقان و كافران دستور ميدهد و گفتهاند : مقصود تمام سوره ى برائت است چون در آن سوره امر به ايمان و جهاد است . « وَطُبِعَ عَلى » - الخ 88 ابو الفتوح : يعنى مانند اينكه مهرى بر دل نهادهاند فكر عقيده و عمل خير در دل خود راه نميدهند . فخر : طبع و ختم به معنى محرّك و موجب قوى است بر كفر و انحراف كه مانع از ايمان و تسليم باشد . و چون بدون محرّك و موجب كارى انجام نميشود پس آنگاه كه داعى قوى و موجب ثابت براى كفر و انحراف فراهم شد مثل اين است كه دل بر كفر آفريده شده است . حسن بصرى گفته است : طبع بر دل يعنى ميل به كفر به آن اندازه برسد كه دل در برابر ايمان مانند مرده باشد كه چيزى در او اثر نكند ، و معتزله گفته اند
--> ( 1 ) عبارت عربى تفسير برهان چنين است « ما رأيتنا صلَّينا له و لا قمنا على قبر » و معنى آن اينستكه نديدى ما براى او دعا كنيم و بر بالين قبرى درنگ كنيم . و در روايت ديگر كه صافى هم نقل كرده چنين است « هل تدرى ما قلت انّما قلت اللَّهمّ احش قبره نارا و أصله النّار » يعنى رسول خدا ( ص ) بجاى « اللَّهمّ اغفر له » گفته است : خدايا قبرش پر از آتش گردان و او را به آتش بسوزان . ( مصحح )