ابراهيم عاملي ( موثق )
43
تفسير عاملي ( فارسي )
ابن جريح گفته است : در اين جمله هر دو دسته را با هم جمع كرده است ، در صورتى كه مقصود يكى است ، مثل « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ » « يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجانُ » يعنى آميخت آب شور و شيرين را كه از آنها مرواريد و مرجان استخراج مىشود ، كه هر دو را با هم جمع كرده است ، و معلوم است كه فقطَّ آب شور مرجان و مرواريد دارد ، و اينجا هم هر دو جنّ و انس را با هم جمع كرده است ، ولى ابن عبّاس گفته است : مقصود آن است كه بعضى افراد جنّ از طرف آدميزاد مأموريّت داشتهاند كه ابلاغ رسالت او را بجنس خود بنمايند . الُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا « شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ » 131 ابو الفتوح نوشته است : براى آن تكرار گواهى كرد كه مشهود عليه مختلف شد ، گواهى اوّل بر آمدن رسولان و انذار پيغمبران است ، و گواهى دوّم بر كفر خويشتن . « مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ » 132 مجمع البيان : يعنى خداوند مردم را بواسطه ى ظلم و ستمشان هلاك نميكند مگر پيغمبر بفرستد و آنها را خبر دار كند ، و فرّاء و جبّائى گفتهاند : يعنى بىخبر و بغفلت گناهكاران شهر را هلاك نميكند تا ظالم و ستمگر شود . « بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ » 133 مجمع و ديگران : ابن عامر « تعملون » با تاء خوانده است و ديگران با ياء . سخن ما : در اين آيه ها همان است كه در ترجمه و نقل از ديگران نوشتيم ولى ممكن است بگوئيم : شايد كلماتا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ « نه براى آن است كه جنّ هم مخاطب باشند به اين خطاب كه براى آنها هم پيغمبرانى از خودشان فرستاده شده است ، بلكه مقصود تعميم مطلب است كه كنايه از عموم مردم گذشته و حاضر و آينده است و بخصوص روايتى و حديثى نقل نشده است كه از جن پيغمبرى بوده است و در تفسير صافى نوشته است : از حضرت امير علىّ عليه السّلام پرسيدند آيا خدا براى جن پيغمبر فرستاده ؟ فرمود پيغمبرى يوسف نام داشتند كه او را كشتند . و معلوم است اين دسته منقولات ارزش نقل و تطبيق آيات قرآن را ندارد پس احتمال معنى ما هم بر خلاف منقولات و احتمالات ديگر نيست .