ابراهيم عاملي ( موثق )
426
تفسير عاملي ( فارسي )
چو تو خوشنود گشتى در دو عالم همين مقصود بس و اللَّه اعلم حافظ گفته است : صحبت حور نخواهم كه بود عين قصور با خيال تو اگر با دگرى پردازم طنطاوى : چون نفس آدمى دانست كه پيوسته ى به خداوند است و ارتباط او با خالق به آن اندازه است كه از او راضى است ، به آخرين آرزوى خود رسيده است و به نهايت خوشبختى و سعادت موفّق شده است و يقين به رضا و مقبول شدن در پيشگاه حق و فراگيرى عنايت الهى موجب اتّصال قلبى است به عالم إله كه در دنبال آن لذّتى احساس خواهد شد كه ما آن را در دنيا حسّ نمىكنيم مگر با مقايسه و مثال همنشين سلطان كه او را از خود راضى ببينند ، بالاترين لذّت را از موقع و مقام خود خود خواهد داشت كه هرگز لذّت سفره ى سلطان و انعام او به اين درجه نخواهد رسيد .