ابراهيم عاملي ( موثق )
415
تفسير عاملي ( فارسي )
فخر : اصحاب ما گفتهاند : كسى كه از وطن خود براى انجام حاجتى روانه سفر شود جايز است از سهم ابن سبيل به او بدهند ، و مسلم است كه كلمه ى صدقات مقصود زكات است چون در آيت ديگر است « خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً » يعنى از سرمايه شان صدقه بگير و معلوم است كه زكات را بايد بگيرند نه صدقه ى مستحبّ را . تفسير عبده : چون پيغمبر معاذ را مأمور يمن فرمود به او دستور داد كه تو ميان مردمى مسيحى مذهب مىروى . اوّل آنها را دعوت كن كه توحيد و اعتقاد به يگانگى خدا و هم نبوت پيغمبرى من را بپذيرند . اگر اين مطلب را قبول كردند آنها را مطَّلع كن كه در شبانه روز پنج نوبت نماز لازم است . اگر آن را پذيرفتند بگو : خداوند واجب كرده است كه صدقه از مالداران گرفته شود و بنادارها تقسيم شود . اگر اين را هم قبول كردند مواظب باش براى گرفتن صدقه متعرّض نفائس و قسمتهاى خوب و ممتاز اموال مردم نشوى كه هيچ مانعى نفرين ستمديده را جلوگير نيست . طنطاوى : مردمى كه اختيارى دارند و كارگشاى امور مسلمين هستند وظيفه دارند كه انجمنهائى فراهم كنند و به حال مردم رسيدگى كنند و صدقات را به طور شايسته تقسيم كنند و مهمتر مصرف اين است كه به مردم صنعتگر فقير سرمايه بدهند تا از هنر و زحمت آنها خودشان و ديگران بهره مند شوند . و هرگز از زكات به مردم بيكاره و تنبل ندهند مگر آنها را وادار به كار كنند و به آن اندازه بدهند كه وسيله يا ابزار كسب و كار آنها بشود . سخن ما در اين آيات : 1 - مىتوان سهم فقير و مسكين را به گفته ى طنطاوى طورى مصرف كرد كه فقير نماند يا بسيار كم شود و منحصر به مردمان ناقص الاعضاء و عجزه باشد و از سهم عاملين فقط حقوق مستخدمين براى اين كار بايد پرداخت شود البتّه به شرط كار و امانت . و سهم مؤلفه قلوبهم براى تشريفات و اعتبار و آبروى مسلمين تا آنجا كه اسراف و خيانت نباشد قابل عمل است . و سهم سبيل اللَّه براى مخارج اداره ى راه و فرهنگ و شهردارى است با شرط صرفه و امانت . و بطور