ابراهيم عاملي ( موثق )
405
تفسير عاملي ( فارسي )
نوشتن قرآن يك الف براى فتحه نوشتند و يك الف براى اصل كلمه چنان كه جمله ى « لا اذبحنّه » را با دو الف نوشتهاند « 1 » . « وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ » 47 طبرى : مجاهد گفته است : يعنى عدّه اى در ميان شما هستند كه گوش فرا مىدهند به سخنان شما تا به سود آنها جاسوسى كنند و خبردارشان كنند . قتاده گفته است : يعنى عدّه اى در ميان شما هستند كه سخن آنها را مىشنوند و مطيع و فرمانبردار آنها هستند . « ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ » 48 مجمع : يعنى پيش از اين جنگ در جنگهاى احد و خيبر هم اين منافقين خواستار اختلاف و دو دستگى شما بودند . حسن بصرى گفته است : يعنى مىخواستند كه مسلمانان را از دين برگردانند و مردمان ضعيف را شاكّ و دو دل كنند . سعيد بن جبير و ابن جريج گفتهاند : يعنى در اين سفر جنگى تبوك مىخواستند پيغمبر را بكشند چون دوازده نفر از منافقين در خم و پيچ راه كوه ايستادند براى رماندن شتر پيغمبر و يا حمله كردن به آن حضرت كه نابود شود . « وَقَلَّبُوا لَكَ الأُمُورَ » 48 مجمع : يعنى كوشش كردند كه مانع پيشرفت اسلام شوند و وسيله ى اختلاف ميان مردم و هم در كشتن پيغمبر ( ص ) رنج بردند و به مقصود نرسيدند . ابو مسلم گفته است : يعنى راهى مينديشيدند براى نابودى پيغمبر و اسلام ، و چون نتيجه نمىگرفتند راهى ديگر فكر مىكردند . سخن ما : 1 - از آيت دوّم و سوّم « إِلَّا تَنْفِرُوا » - تا « عَزِيزٌ حَكِيمٌ » سه مطلب استفاده مىشود ، اوّل : قانون كلَّى زندگى بشرى كه ضعف و سستى در كار موجب نابودى است و تسلَّط ديگران و دشمنان ، دوّم : كمال قدرت و اطمينان پيغمبر ص در گفتار خود و تهديد و بيچاره كردن مخالفين و منافقين به اخبار از آينده كه اگر شما در كار جنگ و فرمان خدا سستى كنيد نابود مىشويد و ديگران جاى شما را مى -
--> ( 1 ) مسلمانان در ضبط قرآن اهتمام داشتند ، اگر در رسم الخط قديم كلمه اى بر خلاف قواعد معمولى خط نوشته بود آن را به همان صورت در قرآنهاى متأخر حفظ كردند و تغيير آن را جايز نشمردند . ( مصحح )