ابراهيم عاملي ( موثق )
406
تفسير عاملي ( فارسي )
گيرند . سوّم : نشان دادن نمونه اى از گذشته براى اثبات ادّعاى خود و معرفى كمال اهميّت آن حادثه ى كوچك گذشته در ايجاد تمدن تازه ى جهانى و تغيير مسير فكر بشر ، چون فرار پيغمبر و پنهان شدن در غار و به سلامت به مدينه رسيدن نشان مىدهد كه آن روز با همه ى مخالفتها كه هيچ وسيله نداشت و در ميان غار محصور دشمن شد فقطَّ سكينه و آرامش خداوندى بود كه او را از شرّ دشمن نجات داد و تا اينجا كه مىبينيد جلو برد . و اين خود نمونه است كه براى پيشرفت او هيچ جلوگير و مانع متصوّر نيست ، نفاق و كناره گيرى از جنگ كوچكتر زيان به اسلام ندارد چون خود ديديد كه پيشرفتهاى او بر خلاف انتظار شما و به غير وسائل عادى بود و البتّه قشونى غير مرئى به او كمك مىكرد كه به اينجا رسيد و نيز جلو خواهد رفت . و شايد مقصود از جمله ى « بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها » يعنى قشون غير مرئى همان امتيازات شخصى پيغمبر ( ص ) باشد كه قوت قلب و نفوذ كلمه و ثبات و پايدارى و يقين به آينده و پيشرفت كه منحصر به آن حضرت بوده است ، و در آيه كه قشون نامرئى گفته شده است شايد به اين جهت بوده است كه عرب كمك را منحصر به شمشير و نيزه مىدانسته است و از مزاياى شخصى پيغمبر خبر نداشت براى فهم او گفته شده است چون پيغمبر ( ص ) را اخراج كردند و در غار پنهان شد ، سكينه بر او نازل شد و به قشون غير - قابل درك شما پشتيبانى شد و اين احتمال ما مناسبتر با ظاهر مقام است تا اينكه بگوئيم : مقصود از « بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها » ملائكه است ، زيرا آيه براى نقل سرگذشت فرار و پنهانى در غار است كه موقع جنگ و كمك به نفرات نبوده است ، بخصوص كه حديث صحيح مطمئنّ بر حضور ملائكه در آنجا نداريم و مفسّرين هم مختلف معنى كردهاند 2 - آيت سوّم « انْفِرُوا خِفافاً » - تا آخر براى آن روز معلوم است مقصود چه بوده است و امروز و آينده نيز عمل به اين آيه وظيفه ى الزامى انسان است تا هر اندازه كه نهضت براى كوشش در راه كمال و سعادت بشر باشد و سبيل اللَّه شمرده شود چه در ميدان جنگ و با اسلحه در جلو دشمن و يا در ميان مردم و اجتماع ضمن كارهاى روزانه ى زندگى . و شايد بتوان گفت : مقصود از « خِفافاً وَثِقالًا » عموم