ابراهيم عاملي ( موثق )
346
تفسير عاملي ( فارسي )
شرط توارث بود و خويشاوندى اثر نداشت ، و پس از آن ارث بر خويشاوندى مقرّر شد « بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ » 75 مجمع : يعنى به واسطه ى ايمان مقدّم در يارى يكديگر هستند از خويشان كافر خود . مجاهد و حسن بصرى گفتهاند : يعنى اين مردم در حقّ الارث مقدّم هستند از خويشاوندان غير مسلمان و غير مهاجر ، اصمّ گفته است : يعنى در همكارى و دوستى مقدّم هستند . و بعضى گفتهاند : يعنى اگر مسلمانى ديگرى را امان داد مراعات اين تأمين بر ديگر مسلمانان لازم است و در رعايت اين حقّ مقدّم هستند از غير مسلمان . « مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » 72 مجمع : حمزه و اعمش « ولاية » به كسر واو خوانده و ديگران با فتح واو . « إِلَّا تَفْعَلُوه تَكُنْ فِتْنَةٌ » 73 روح البيان : يعنى اگر آن وابستگى و دوستى ميان خود و ارث بردن از يكدگر و قطع رابطه ى با كافران را كه مأمور به آن هستيد انجام ندهيد و پايدار نداريد ، ايمان ضعيف مىشود و كفر نمودار . طنطاوى : امروز مفاد اين آيه به خوبى نمودار است كه زمامداران مسلمين و مردم سياسى ممالك اسلام خود را با رويائيها نزديك مىكنند و به سود آنها با يكدگر مىجنگند و در نتيجه سرزمينهاى اسلام تقسيم ميان كافران شده است و هر قسمتى مستعمره و جزء خاك يكى از آنها شده است . « وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهاجَرُوا » 74 فخر : اين آيه تكرار آيت جلو نيست ، زيرا : در اوّل بيان شده است حكم مؤمنين مهاجر و انصار كه نسبت به يكدگر ولايت دارند و توارث و ديگر روابط بايد ميانشان مستقرّ باشد ، و در اين آيه مقام و بلندى مرتبه ى آنها توضيح داده شده است كه مؤمن به حقّ اينها هستند نه ديگرى و هر گونه مغفرت و آمرزش براى آنها است . طنطاوى : در آيت جلو احكام روابط مهاجر و انصار معيّن شده است ، و در اين آيه حقيقت ايمان و سود اخروىشان معيّن شده است .