ابراهيم عاملي ( موثق )
345
تفسير عاملي ( فارسي )
پيغمبر شما را عذاب نخواهد كرد ، البتّه براى اين تجاوز و مال گرفتن به عذاب گرفتار نشديد و گر نه سخت شما را عذاب مىكردند . « قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّه فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً » 70 ابو الفتوح نوشته است : عبّاس بن عبد المطَّلب گفت : آيه در من آمد و در اصحاب من و عبّاس از جمله ى آن ده مرد بود كه ضمان طعام ، اهل بدر كرده بودند از كافران و آن روز نوبت عبّاس بود ، و عبّاس براى آن روز بيست اوقيّة زر داشت تا صرف كند چون آن روز ، كار زار در پيوست و او به آن نرسيد كه زر خرج كند و قوم كشته شدند و اسير و منهزم و آن بيست اوقيه زر از عبّاس بستدند در كارزار وقتى كه او را به پيش رسول آوردند ، رسول سه كار بر او عرضه كرد : از اسلام و قتل و فدا ، او گفت : از من بيست اوقيّة زر بستدهاند در اين كارزار بفرماى تا به فديه از من برگيرند رسول گفت : زرى كه از تو ستاندهاند آن است كه تو آورده بودى كه در كارزار خرج كنى از تو بستاندند ، از آن حساب فدا چگونه باشد ؟ محال مگو فداى خود و آن برادرزادگانت بده عقيل و نوفل بن الحارث ، گفت : از كجا آرم ؟ گفت از آن زر كه به امّ الفضل دادى وقت آنكه بيرون مىآمدى و گفتى آن براى تو است و براى فرزندانم عبد اللَّه و عبيد اللَّه و فضل و قثم . گفت اگر آن بدهم مرا و عيال مرا سؤال بايد كردن از مردمان تو روا دارى ؟ و ليكن كه خبر داد تو را از آنچه به امّ الفضل دادم گفت : خداى و آن به وزن چندين بود و كيفيّت و كمّيّت آن بگفت ، عبّاس انديشه كرد ، و گفت : اين حديث راست است و اسلام آورد . و عبّاس گفت : راست گفت خداى تعالى در آنچه گفت . از من بيست اوقيّة زر ببردند به عوض آن چندان مرا مال بداد كه بيست غلام بخريدم و هر يكى را بسيار مال دادم تا به تجارت رفتند براى من كمينه غلامى بيست هزار درم سرمايه داشت . « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهاجَرُوا » 72 طبرى : مجاهد گفت : اين آيات آخر سوره ى انفال تذكّر مىدهد آن دوستى و حقّ توارث كه پيغمبر ( ص ) ميان مهاجرين و انصار مقرّر فرمود و سپس آن را نسخ كرد بآيت « أُولُوا الأَرْحامِ » كه اوّل مهاجرت