ابراهيم عاملي ( موثق )

331

تفسير عاملي ( فارسي )

« بَطَراً وَرِئاءَ النَّاسِ » 48 مجمع : قريش براى حفظ قافله و مال التّجاره ى خود از مكّه بيرون شدند و با وسائل نوازندگى و عيش روانه شدند و در راه شراب مى - خوردند و زنان نوازنده براى آنها ساز مىزدند و چون به مردم اظهار مىكردند كه براى حمايت و دين به اين سفر مىرويم نام ريا بر آن گذارده شده است . بعضى گفته - اند : يعنى آنها از مسلمانان مىترسيدند ولى براى تظاهر و ريا در جلو مردم به طرف بدر روانه شدند . « وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ » 49 امام فخر : حسن بصرى و اصم گفته‌اند يعنى شيطان با وسوسه ى خود كارهاى آنها را در نظرشان آراسته نمود ، بعضى گفتند : چون ميان قبيله ى قريش و قبيله ى بكر بن كنانه سابقه ى جنگ و عداوت بود قريش مىترسيدند كه اگر با مسلمين رو برو شوند قبيله ى بكر برايشان بتازند و ناچار شوند كه با دو دشمن بجنگند در فكر ترديد بودند كه شيطان به صورت سراقه بن مالك كه از اشراف قبيله ى بكر بن كنانه بود در نظر آنها نمودار شد و گفت : من پشتيبان شما هستم . « إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » 50 طبرى : مجاهد گفته است مردمى بودند كه دو دل در اسلام بودند و به طرف مسلمين نرفتند و چون قريش روانه بدر شدند آنها هم موافقت كردند و پس از ديدن عدّه ى كم مسلمين و زيادى قريش اين جمله را گفتند « غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ » . سخن ما : در آيت 48 « وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ » مسلمانان راهنمائى مىشوند كه در هيچ كار خود از داشتن وسائل به غرور و كبر گرفتار نشوند : و در دنباله ى آن ديده عبرت آنها را متوجّه بگذشته ى آن دسته ى مغرور كرده است كه گول خوردند و پى وسوسه ى شيطان رفتند و بيچاره شدند ، 2 - آيت 49 « وَإِذْ زَيَّنَ » شايد به اين مناسبت گفته شده است كه آن حالت قريش و پس از سيزده سال تبليغ پيغمبر ص و مهاجرت آن حضرت و مقبوليّت سخنش در نظر مردم با معرفت مدينه بايستى پندى و عبرتى براى آنها مىشد و با آن غرور به مقاومت آن حضرت روانه نمىشدند