ابراهيم عاملي ( موثق )
330
تفسير عاملي ( فارسي )
پيامبرش را فرمان بريد و نزاع نكنيد كه سست مىشويد و نيروى خود ز دست مىدهيد ، پس شكيبائى كنيد كه خدا با صابران است 48 و نه بمانند [ كافران و ] آن كسان باشيد كه ز شهر خود بيرون شدند با گردنفرازى و خودنمائى به جلو چشم مردم و ز راه خدا جلو مىگرفتند ، ولى خدا به آنچه كنند چيره باشد [ و سزاىشان دهد ] 49 همان گاه بود كه ديو كارشان به چشمشان آراست و به آنان گفت : امروز كسى از اين مردم مسلمان بر شما چيره نشود كه من پناهگاه شمايم ليكن چون دو گروه كافر و مؤمن يكدگر را بديدند او ز جاى خود بازگشت و گفت : من از شما جدايم چه چيزى بينم كه شما نه بينيد و من از خدا مىترسم كه خدا سخت آزار بود 50 و به ياد داريد كه آن روز منافقين و مردم بيمار دل با يكديگر مىگفتند : اين مسلمانان را دينشان گول - شان زده است [ كه با همه ناچيزىشان به جنگ ما آمدهاند ] ولى آنكه توكل بر خدا كند البّته خدا برتر گرامى و درستكار است . سخن مفسّرين : « وَاذْكُرُوا اللَّه كَثِيراً » 46 طبرى : قتاده گفت : خداوند در سختترين مواقع كه جلو شمشير دشمن است بر مردم واجب كرده است به ياد او باشند . مجمع : يعنى به ياد خدا باشيد در تقاضاى قدرت و نصرت بر دشمن و بعضى گفتهاند : يعنى به خاطر بياوريد آن وعده ى خدا كه چيرگى بر دشمن است در دنيا و سعادت عالم ديگر . « وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ » 47 طبرى : مجاهد گفته است : يعنى يارى شما نابود مى - شود چنان كه در روز احد اصحاب پيغمبر از ريح و يارى محروم شدند . مجمع : اين جمله كنايه است از جريان كار بر طبق مراد چنان كه عرب مىگويد : « هبّت ريح فلان » يعنى كارش به مرادش شد ، و بعضى گفتهاند : مقصود آن نسيم ظفر است كه خداوند براى دسته ى غالب عنايت مىكند « 1 » .
--> ( 1 ) ريح در اينجا استعاره است و مراد غلبه و قدرت و همبستگى است كه سبب پيروزى و دست يافتن به مراد است . ( مصحح )