ابراهيم عاملي ( موثق )
327
تفسير عاملي ( فارسي )
فايده ى تعيين جايگاه توقّف دو دسته ى مسلمين و كافران اين است : كه حالت آسودگى و آمادگى كافران معيّن شده است و ناراحتى و ضعف مسلمين چون جاى كافران و « بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى » زمين سخت و نزديك به آب بود و آن طرف ديگر زمين نرم بود كه پاى در آن فرو مىرفت و آب هم در آنجا نبود و قافله ى ابو سفيان در پشت سر آنها و موجب اميدواريشان بود كه در صورت احتياج به آنها كمك خواهند كرد با همه ى اين شرايط خداوند آنها را مغلوب و مسلمين را غالب كرد و همين است معنى « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ » - تا آخر . و حرف اصلى هر دو كلمه ى « دنيا و قصوى » و او است ولى در تلفّظ بر وزن « فعلى » و او كلمه ى اوّل تبديل به ياء شده است و در دوّم تغيير ندادهاند و اين اختلاف استعمال نظير زياد دارد چنانچه « قصيا ، و استصاب و استصوب و اغيلت و اغالت » استعمال شده است . « وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ » 42 تنوير المقباس : يعنى قافله ى ابو سفيان در سه ميلى كناره ى دريا بودند . « وَلَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ » 42 ابو الفتوح : نوشته است : محمّد بن اسحاق گفت معنى آن است كه اگر ميان شما ميعادى بودى ممكن بودى كه آن ميعاد مختلف شدى از جهت شما چون بشنيدى خبر كثرت ايشان و قلَّت شما و ساز و ابهت ايشان و بيسازى شما . « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ » 43 تفسير حسينى : گوهر شب : فروز عقل را همچنان كه در حقّه ى سينه ى دوستان مىسپارند در آستين دشمنان تردامن نيز مىنهند « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ » يعنى بارقه ى نور عقل اگر از جانب عنايت و توفيق لامع شود دوستان بدان مهتدى گردند و اگر از طرف قهر و خذلان استضائت پذيرد سبب اختطاف ابصار بصائر دشمنان « يُضِلُّ بِه كَثِيراً وَيَهْدِي بِه كَثِيراً » بيت : خنك آن كس كه عقل رهبر او است هر دو عالم بطوع چاكر او است عقل كان رهنماى حيله ى تو است آن نه عقل است كان عقيله ى تو است « وَيَحْيى مَنْ حَيَّ » 43 مجمع : كلمه ى « حىّ » براى قرينه با كلمه ى جلو با دو ياء