ابراهيم عاملي ( موثق )

319

تفسير عاملي ( فارسي )

« وَيَمْكُرُ اللَّه وَاللَّه خَيْرُ الْماكِرِينَ » 30 طبرى : ابن جريج از مجاهد نقل كرده است كه اين آيه در مكّه نازل شد و مقصود اين است كه تو را نجات داديم و آنها را نابود كرديم . مجمع : چون همه چيز از سوى خدا خير است و مصلحت و اگر آزار به كسى برسد براى استحقاق او است ولى مكر و حيله و آزار مردم يا ستم است و گر نه به درجه ى مكر خداوند در عدل و مصلحت نخواهد بود از اين جهت « خَيْرُ الْماكِرِينَ » گفته شده است . ولى بعضى گفته‌اند معنى اين جمله اين است كه خداوند بهتر از هر كس سزا مىدهد و مجازات مىكند . ابو الفتوح : يعنى خداوند سزاى حيله ى آنها را مىدهد و چون در جلو « يمكرون » گفته شده است و كار و فكر آنها بيان شده است براى اينكه قرينه ى كلمات رعايت شود كلمه ى « يمكر » گفته شده است و مقصود مجازات خداوندى است نه حيله ى او چنان كه در آيت ديگر گفته شده است « جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ » كه مقصود مجازات بدى است نه كار بد در برابر بد ديگران و كلمه ى « سيّئه » براى رعايت قرينه و همانند شدن كلمات آورده شده است ، و بعضى گفته‌اند : يعنى مانند حيله گران با آنها رفتار شد كه در ظاهر حيله نمودار بود لكن در حقيقت عدل و مروّت بود . و چون حيله ى آنها به نتيجه نرسيد و سرنوشت خداوندى پديدار شد « خَيْرُ الْماكِرِينَ » گفته شده است . فى ظلال : اين جمله تصويرى بسيار دور و هولناك در دلها منعكس مىكند كه گروهى متشخص و متنفّذ گرد هم مىنشينند و كنكاش مىكنند و راى مىدهند و تصميم مىگيرند و دست اندر كار مىشوند ولى در پس پرده ى غيب قدرتى است كه همه ى آن تدبيرها را وارونه مىكند و آنها خود خبر ندارند كه به دنبال اين انديشه و كوشش هجرت پيغمبر است و نابودى ايشان . « وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا » 31 ، طبرى : ابن جريج گفت : نضر بن حارث براى تجارت به ايران مىرفت و مردم پارسا