ابراهيم عاملي ( موثق )

281

تفسير عاملي ( فارسي )

خشم از شيطان است ، و شيطان از آتش است و آتش به آب خاموش مىشود ، پس مردم در هنگام غضب بايستى وضو بگيرند ، و مثنوى گفته است : چون ز خشم ، آتش تو در دلها زدى مايه ى نار جهنّم آمدى آتشت اينجا چو آدم سوز بود آنچه از وى زاد مرد افروز بود آتش تو قصد مردم مىكند نار كز وى زاد بر مردم زند آن سخنهاى چو مار و كژدمت مار و كژدم گشت و ميگيرد دمت خشم تو تخم سعير و دوزخ است هين بكش اين دوزخت را كين فخ است « إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ » 202 مجمع : مردم بصره و ابن كثير و كسائى « طيف » بىالف خوانده‌اند و ديگران با الف خوانده‌اند . « يَمُدُّونَهُمْ » 203 مجمع : مردم مدينه « يمدّون » با ضمّ ياء و كسر ميم خوانده‌اند و ديگران با فتح يا و ضمّ ميم خوانده‌اند ، و « يمادّون » با الف نيز خوانده‌اند ، و جمله ى « لا يُقْصِرُونَ » با ضمّ ياء و كسر صاد قرائت شده است ، و هم با فتح ياء و ضمّ صاد قرائت كرده‌اند . « قالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَها » 204 طبرى : ابن عبّاس و ابن زيد و قتاده گفته‌اند يعنى چرا آياتى نساختى و نياوردى ؟ و عده اى از ابن عبّاس و ضحّاك نقل كرده‌اند : يعنى چرا از خدا آيتى نگرفتى و نياوردى ؟ « وَإِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا » 205 طبرى : نقل كرده‌اند كه مردم در نماز به يكديگر سلام مىكردند ، و جوابى بود از انصار كه چون پيغمبر قرآن مىخواند او هم نقل قرائت آن حضرت مىكرد ، و در نماز از حوائج يكديگر سخن مىگفتند او در نماز پشت سر پيغمبر چون اسم بهشت يا جهنّم مىشنيدند صدا بلند مىكردند و چون وارد مىشدند از آنها كه به نماز بودند مىپرسيدند : چند ركعت نماز خوانده - ايد ؟ و چون پيغمبر در نماز به قرائت مشغول مىشد اشخاص هم مشغول قرائت مىشدند و صداها به صداى پيغمبر آميخته مىشد و چيزى معلوم نمىشد . در اين مواقع بوده است كه اين آيه نازل شده است براى جلوگيرى از اين گونه عمل و