ابراهيم عاملي ( موثق )
267
تفسير عاملي ( فارسي )
باشد [ و ناگهان گريبانگيرشان شود ] و زان پس چه سخنى خواهند پذيرفت ؟ [ كه قرآن شنيدند و بيم مرگ دريافتند و نپذيرفتند و مردند زان پس چه شنوند و كنند ؟ كه خود گمراهى پيش گرفتند و خدا به بيراهه شان رها كرد ] 187 و آن را كه خدا گمراه گذارد راهنمائى نيابد و او به خودشان واگذارد كه خودخواهى و سرسختىشان سرگردان بمانند [ و راه به جائى نبرند ] . سخن مفسّرين : « وَلِلَّه الأَسْماءُ الْحُسْنى » 181 مجمع : آن اسمها كه معنى نيكو دارد مختصّ به خداوند است : مانند ، جواد ، رحيم ، رزّاق ، كريم ، بعضى گفتهاند همه ى اسمهاى خداوند اسماء حسنى است چون همه نيكو است و معانى نيكو دارد مانند آن كلمات كه صفات حقّ را نشان مىدهد مثل عالم ، حىّ ، قادر ، و يا آنها كه چگونگى افعال حقّ را نشان مىدهد ، مثل : خالق و رازق و آنچه مربوط به تنزيه و تقديس است مثل غنى و قدّوس و أحد ، و بعضى گفتهاند : مقصود از اسماء حسنى آن كلمات است كه مردم به آن توجّه دارند مثل آن كلمات كه عفو و رحمت را بفهماند ، و آنها كه خشم و انتقام را نشان مىدهد چون مورد پسند مردم نيست از اسماى حسنى شمرده نمىشود . كشف نوشته است : شيخ الإسلام انصارى قدّس سرّه و روحه : آنچه اللَّه از خود نشان داد آن است وصف وى چنان است ، اللَّه از خود بر بيان است و مصطفى از او بر عيان است ، خود را ميگويد « فَسْئَلْ بِه خَبِيراً » و مصطفى را مىگويد « وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى » اللَّه گفت كه صفت هست و نام هست تو آن ميگوى كه هست آنچه نگفت كه نيست تو مگوى كه نيست ، اللَّه نگفت كه من چونم ، اگر بگفتى كه چونم ما بگفتيمى ، اللَّه گفت كه هستم ، چونى بنگفت ، تو هست ميگوى چونى مگوى ، هر كه را دو آيت از قرآن معلوم گشت از تشبيه برست « أفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ » « لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » اثبات اسم نه تشبيه است و تقديس در نفى مذهب ابليس است او كه مىتشبيه كند از حظيره ى اسلام بيرون است ، و او كه صفت ردّ مىكند زنديق است .