ابراهيم عاملي ( موثق )
236
تفسير عاملي ( فارسي )
خروج دستور جمعآورى زينتهاى زنان را بهارون نسبت مىدهد كه چون فراهم كردند او با قلم آهنگرى شكل گوساله درست كرد و بعد مجسّمه ى آن را از طلا ساخت . « رَبِّ اغْفِرْ لِي » 151 در تفسير نيشابورى و روح البيان اين آيات را باصطلاح صوفيان تطبيق كردهاند كه چنين ترجمه و توضيح مىشود : چون موسى كنايه است از روح و هارون از قلب كه هر دو برادر هستند زيرا روح از عالم امر است و قلب از عالم خلق خداوندى است و قوم موسى كنايه از صفات بشرى است و حلىّ و زيورها خواسته هاى نفسانى است ، پس مجموع اين كلمات كنايه است از اين عبارات : صفات بشرى خواسته ها و رذايل نفسانى را مجسّم كرد كه پيوسته اين رذايل آنها را بسوى خود دعوت ميكردند ، و چون موسى كه روح بشريّت است از توجّه بعالم امر بعالم خلق فرود آمد ، الواح را كه لوايح و نمودهاى ربّانى بود از خود بينداخت و متوجّه بهارون يعنى بعالم قلب شد ، او گفت : مردم كه صفات بشرى است بر من چيره شد كه نزديك بود نابود شوم ، پس تو موجب مشو دشمنان كه شيطان و تحريك نفسانى است بر من شماتت كنند يعنى اسير و گرفتار آنها بشوم ، و از اين مكالمات استفاده مىشود كه حالات قلب قابل تغيير است و صفات نفس را بر خود مىگيرد و برنگ آنها رنگين مىشود ، اگرچه دل خودش از خوى اصلى و توجّه بسوى حقّ منصرف نميشود و اگر تغييرى در حالش پيدا شود با رسيدن الهامات روحى به زودى بخوى اصلى خود برميگردد ، ولى نفس و صفات بشرى كه قوم موسى كنايه از آن است با اندك بيخبرى از خود كه مسافرت موساى روح باشد به زودى پى دنيا و لذائذ آن ميرود كه پرستيدن گوساله ى ساخته از زيورها كنايه از اين عوارض نفسانى و هوى پرستى است « 1 » . « وَلَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ » 154 مفسرين نوشتهاند : خشم موسى تشبيه شده است بآدمى كه او را وادار ميكرد بانداختن الواح و درشتى با برادر ، و در آخر ساكت شد و از تحريك دست برداشت . « لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ » 154 روح البيان : در اين جمله فهمانده
--> ( 1 ) بايد دانست كه تأويل آيات قرآن در مذهب حق براى غير معصوم كه راسخيناند جايز نيست و باب تأويل مسدود است .