ابراهيم عاملي ( موثق )
218
تفسير عاملي ( فارسي )
بكنه ى شتر ، مورچه ى ريزه . رجز - با كسر و ضمّ راء بمعنى پليدى ، بتپرستى ، عذاب و گرفتارى دمّرنا - نابود و هلاك كرديم . يعرشون - خانه مىسازند ، و بنائى چوبى درست مىكنند ، متبّر - هلاك و نابود شده ، يسومون - از مصدر سوّم بفتح سين و سوام با ضمّ بمعنى براى فروش نمايش دادن ، بدشوارى وادار كردن ، بخوارى كار فرمودن . ترجمه : 125 گروهى ز فرعونيان به او گفتند : آيا موسى و پيروانش را خواهى كه رها كنى تا در اين سرزمين آشوب كنند و از تو و خدايان تو نينديشند ؟ گفت : ما بر آنان چيرهايم و فرزندانشان مىكشيم و زنانشان را بفرمان خود ميداريم 126 موسى به مردم خود گفت : از خدا يارى بخواهيد و شكيبا باشيد چه اين زمين پهناور ملك او است كه بهر كس خواهد و سرنوشت باشد ميراث او كند و سر انجام خوش براى پرهيزگاران بود 127 آنها گفتند : ز آن پيش كه تو نزد ما بيائى و هم از پى آن ما را ميآزردند . موسى گفت : اميد است كه پروردگارتان دشمن شما را نابود كند و شما را بجايشان گذارد و آنگاه بنگريم : فرمان خدا چگونه بريد ؟ 128 و ما گروه فرعون را گرفتار تنگسالى و كمى بهره از كشت و كارشان كرديم تا شايد به ياد حقّ آيند 129 ولى چون بايشان خوشى ميرسيد مىگفتند اين سود كار ما است و اگر بدى ميديدند فال بد ميزدند كه اين ز موسى و مردم او است ولى آگاه باشيد : فال نيك و بدشان پديدارى ز پيشگاه خداوند است كه بيشتر مردمان از آن خبر ندارند 130 گروه فرعونى بموسى گفتند : هر نشانه اى بر درستى خود بياورى كه ما را زير فرمان خود برى و جادو كنى ما به تو نگرويم و گفته ى تو باور نكنيم 131 پس ما طوفان و ملخ و شپش و وزغ و خون بر سرشان ريختيم كه نشانه هاى جدا و نمودار بود [ بر قدرت ما و پيغمبرى موسى ] و [ با همه ى اين كه ديدند ] گردنفرازى كردند و بدكار مردمى بودند 132 كه چون اين سختيها بر سرشان آمد گفتند : اى موسى بپيمانى كه با پروردگار خود [ بر پذيرش خواهشت ] دارى بخواه تا ما را ازين گرفتارى آسوده كند و ما به تو بگرويم و بنى اسرائيل را همراه تو كنيم ، و چون تا روزگارى كه در خور آنان بود [ و توانستند دريابند : مهر خدا فراگيرشان شده است ] آسوده شان كرديم باز