ابراهيم عاملي ( موثق )

203

تفسير عاملي ( فارسي )

دلهاشان مهر نهيم كه چيزى در نيابند . 100 اى محمّد اين آباديها كه سرگذشت - شان براى تو گفتيم پيامبرانى داشتند دستاويزى آشكار براىشان آوردند ولى آنها آنچه را از پيش دروغ شمرده بودند نپذيرفتند و چنين است چه خدا بر دل - هاى بيدينان مهرى نهد [ چون ] 101 بيشترشان را درست پيمان نديديم ولى بيشتر ايشان را كجرفتار و بدكار ديديم . سخن مفسّرين : « أوَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ » 99 طبرى : يعنى آيا آن كسان جانشين مردم نافرمان شدند و دانستند كه آنها بسزاى نافرمانى گرفتار شده‌اند ، براى اين دسته اشخاص روشن نكرديم كه اگر بخواهيم اينها را هم به - سزاى گناه شان گرفتار خواهيم كرد و دلهاشان را مهر ميكنيم كه پند و نصيحت نشنوند و نپذيرند . مجمع : يعقوب و ابو عبد الرّحمن سلمى و قتاده خوانده‌اند « أو لم نهد » با نون و ديگران « يهد » با ياء خوانده‌اند ، و بگفته ى ابن عبّاس و مجاهد و سدّى معنى جمله اين است : آيا بيان و واضح نكرديم براى اين اشخاص . و بعضى گفته‌اند يعنى : آيا آنچه از حكايات گذشته گفتيم براى اين اشخاص موجب روشنى نشد ، و بعضى ديگر چنين معنى كرده‌اند : آيا براى اين مردم روشن نيست كه اگر بخواهيم بسزاى گناه گرفتارشان ميكنيم . « وَنَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ » 99 ابو الفتوح : يعنى حال اين مردم مانند آن است كه پندارى ما مهرى بر دل آنها نهاده‌ايم تا هرگز ايمان نپذيرند و « يَسْمَعُونَ » از سماع بمعنى قبول است و مقصود از اين جمله ها نااميد كردن پيغمبر است از ايمان اين دسته مردم . ابو القاسم بلخى گفته است : طبع بمعنى زنگار است و معنى چنين است : بواسطه ى تيرگى دلها و كفر آنها گوئى كه ما دلشان را به زنگار پوشانده‌ايم ، و اين معنى از جهت لغت درست نيست چون طبع بمعنى زنگار لازم است نه متعدّى و با « على » استعمال نميشود و ميگويند « طبع السّيف » يعنى شمشير زنگار گرفت ، ولى در آيه متعدّى و با « على » استعمال شده است .