ابراهيم عاملي ( موثق )

204

تفسير عاملي ( فارسي )

تفسير حسينى : گوش دل از استماع سخن حقّ فايده دارد نه گوش آب و گل ، مثنوى : اين سخن از گوش دل بايد شنود گوش گل اينجا ندارد هيچ سود گوش سر با جمله حيوان همدم است گوش سرّ مخصوص نسل آدم است گوش سرّ چون جانب گوينده است گوش سر سهل است اگر آكنده است طنطاوى : خلاصه و مفاد اين جمله ها چنين است : اى مردم شما تاريخ گذشتگان ميخوانيد ، و از گذشت آنها خبردار ميشويد و ميدانيد : كه پس از عمران و آبادى و مقام و منزلت ، خوار و ويران شدند براى آن كه نظم زندگى خود را بر هم زدند و نافرمانى مردم عالم و عاقل پيشه كردند ، پس بايستى عبرتى باشد براى شما كه ممكن است مانند آنها گرفتار شويد و دلهاتان مهر شود و نتوانيد حقايق را درك كنيد و بدعت و گمراهى شما را فراگيرد و تمام زندگىتان سراسر جهل و تقليد باشد . « فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ » 100 فخر اين جمله را چند جور معنى كرده‌اند : 1 - ابن عبّاس و سدّى گفته‌اند : يعنى چون روز « الست » كه از بنى آدم پيمان گرفته شد اين دسته مردم به زبان اقرار بتوحيد كردند ولى دروغ ميگفتند و بدل منكر بودند و ناگوارشان بود ، پس اكنون كه ايمان ندارند براى آن سابقه است ، 2 - زجّاج گفت : يعنى چون پيش از بيّنات و ديدن معجزات مؤمن نبودند اكنون هم پس از بيّنات مؤمن نميشوند ، 3 - چون اكنون ايمان ندارند ، اگر پس از هلاكت زنده شان كنيم باز هم براى اينكه از پيش ايمان نداشته‌اند باز هم مؤمن نميشوند ، 4 - چون پيش از ظهور پيغمبران ايمان نداشتند ، اكنون هم كه پيغمبران و بيّنات را مىبينند نميپذيرفتند . « كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه » 100 تفسير عبده : يعنى چنان كه مردم گمراه و سرسخت اصرار بر كجى و انحراف دارند و هيچ استدلال و معجزه در عقل و فكر آنها اثر ندارد همينطور است ، حال آن كسان كه خوى كفر در نهاد آنها جايگير است و خواسته - هاى نفسانى دلشان را فرا گرفته است و به هيچ پند و نصيحت تسليم نميشوند ، و