ابراهيم عاملي ( موثق )
200
تفسير عاملي ( فارسي )
هر جلوگيرى را نابود مىكند و چون او خليفة اللَّه است كه بايد سرنوشت الهى را در آبادانى زمين نمودار كند و با فساد و تعطيل توسعه ى آثار وجودى مبارزه نمايد يگانه دستاويز او ايمان با تقوى است كه نگهبان او است از غرور و بيباكى و كناره گيرى و تنبلى ، پس اگر درگير و دار زندگى هماهنگى باشد با تكيه به آسمان و الهام از حق ، در زمين خدا با مخلوق خدا روش شايسته ى سودمند پيشه شود و خواه و نا خواه در بركت آسمانى گشوده گردد و خير و خوشى همگانى . و البتّه اين نه آن خوشى است كه سرمايه و تجمّل بسيار بود با گرفتاريها و كينه توزيها و ترس ز يكديگر كه بامدادان در كار حريف چه حيله كند . بگفته ى شاعر : صف كشيدند پدر سوخته ها چشم بر منصب هم دوخته ها بلكه آن بركت و بهره مندى كه باصلاح و آسايش و خوش بينى و دل آرامى فراهم شود . « أوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى » 95 مجمع : قاريهاى عراق با فتح و صداى بالاى واو خواندهاند ، و ديگران با سكون واو قرائت كردهاند . و معنى اين است : اى محمّد آيا آسودهاند مردم آن جا كه تو را دروغگو ميشمارند ؟ تفسير حسينى و روح البيان : يعنى آيا مردم مكّه آسوده هستند ؟ و در تنوير المقباس هر دوى اين جمله هاى تهديدى را بمردم مكّه تطبيق كرده است . « وَهُمْ يَلْعَبُونَ » 97 تنوير المقباس ابن عبّاس : يعنى كه سرگرم و گرفتار كار بيهوده هستند . روح البيان : يعنى از بيخبرى و غفلت وقت خود را صرف كارهاى بيهوده ميكنند كه نه بدين فايده دارد و نه به دنيا و مانند آن است كه ببازى مشغول هستند . « أفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّه » 98 مفسّرين مثل طبرسى در مجمع و ابو الفتوح و حقّى در روح البيان و ديگران گفتهاند : مقصود از مكر خدا استدراج است يعنى بتدريج و اندك اندك مغرور و گرفتار شدن ، بمفاد اين آيه « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا