ابراهيم عاملي ( موثق )
197
تفسير عاملي ( فارسي )
بيدين اندوهگين شوم ؟ سخن مفسّرين : « الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً » 91 مجمع : اين جمله مكرّر شده است براى نمودن كمال تأكيد و تشديد مطلب و اهميّت آن . « فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ » 92 كشّاف زمخشرى : شعيب براى آنها اوّل اندوهناك شد ، پس به خود آمد و گفت چرا بر مردم نالايق غصّه بخورم ؟ و ممكن است پس از آنكه آنها را پند و نصيحت داد گفت من پند دادم و از اين گونه حوادث ترساندم و شما نپذيرفتيد پس چطور اندوهناك باشم ؟ كه چون شما مستحقّ گرفتارى هستيد جاى اندوه نيست ، و يحيى بن وثّاب « ايسى » با كسر همزه قرائت كرده است . ابو الفتوح : ابو عبد اللَّه بلخى گفته است : تركيبات ابجد ، هوّز ، حطَّى ، كلمن سعفص ، قرشت ، نامهاى پادشاهان مدين است كه سلطان معاصر با شعيب بنام كلمن بوده است . و محمّد بن اسحاق شاعرى از مردم مدين معرّفى كرده است بنام عمرو بن كلها ، كه در هنگام پيدايش مقدّمات گرفتارى آنها چند شعر گفته است و مردم را نصيحت كرده است . چون شعرها به عربى است ترجمه ى آنها اين است : اى مردم دست بداريد از سمير و عمرو بن شداد كه دو نفر غيبگو هستند ، و بشعيب بگرويد كه پيغمبر است ، چون ابرى مىبينم با صدائى كه گمان نميرود تا نيمروز فردا كسى زنده بماند مگر آن سگ بنام رقيم . سخن ما : در اين آيات همان است كه در قضيّه ى نوح گفتيم ، و البتّه چون با اين نامهاى شعيب و مدين ، مردم حجاز و مخاطبين پيغمبر ص مأنوس بودهاند ، با نقل سرگذشت او مردم تحريك بر عبرت و انديشه ى درست و عمل شايسته شدهاند ، و با عجايب تاريخ بر حقيقت و درستى وظائف آدمى و گفتار پيغمبر راهنمائى شدهاند .