ابراهيم عاملي ( موثق )
171
تفسير عاملي ( فارسي )
خودشان حسّ سخن خود ميكردند كه با خدا در راز هستند ، و روايت است كه پيغمبر ص در جنگى بدره اى بالا رفت ، مردم آواز تكبير و تهليل بلند كردند ، فرمود به خود رنج ندهيد كه با كر و دور از خود سر و كار نداريد ، خداوند نزديك بشما است و سخنتان را ميشنود ، و از ابو مسلم نقل شده است : يعنى بصداى بلند و بصداى پست خدا را بخوانيد ، و همين معنى در تفسير علىّ بن ابراهيم است . تفسير حسينى : تضرّع نشانه ى احتياج انسان است ، و نهان داشتن دليل اخلاص ، و محتاج مخلص را روى نااميدى نيست ، مصراع : نوميد نيم كه نااميدى كفر است مجو از لطف يزدان نااميدى كه از اميد آيد رو سفيدى اگر باور ندارى رو به قرآن ز يزدان آيه ى لا تيئسوا خوان فخر : بعضى منكر دعا هستند و ده دليل نقل كرده است كه خلاصه ى آنها اين است كه دعا سرنوشت را تغيير نميدهد ، اگر آنچه بدعا خواسته مىشود مى - بايستى انجام شود كه خود انجام خواهد شد ، و گر نبايد انجام شود ، دعا در اراده ى ازلى حقّ اثر ندارد و بيهوده است ، و علم حقّ بحاجت شخص كافى است ، كه اگر مصلحت باشد انجام شود ، چنان كه گفتهاند : ابراهيم خليل عليه السّلام را كه به آتش ميانداختند جبرئيل به او گفت : از خدا نجات خود را بخواه ، بجواب گفت : اطَّلاع او بر وضع من كافى است و از هر دعائى بهتر است ، پس از نقل ده دليل ، خود امام چنين جواب گفته است : دعا خود عبادتى است ، و اين اعتراضها را در انجام ديگر عبادتها هم ميتوان كرد كه اگر آدمى سعادتمند است احتياج به روزه و نماز ندارد ، و اگر در سرنوشت او و علم خداوند بدبختى ، و گرفتارى او است باز هم نماز و روزه آن را عوض نخواهد كرد ، و نيز در ديگر كارهاى زندگى همين اعتراض را ميتوان كرد اگر در سرنوشت انسان آسايش است و سيرى ، احتياج به خوردن نان و كسب ندارد و گر بايستى گرسنه و گرفتار باشد ، هر چه بكند روى خوشى نمىبيند . پس مقصود از دعا معرفت بر كمال بندگى و قدرت خداوندى است كه چون انسان دانست نيازمند