ابراهيم عاملي ( موثق )
172
تفسير عاملي ( فارسي )
است و گشايش كارش با خداوند ، از او كه خير و مصلحت و رحمت و قدرت است ، حاجت خود را ميخواهد ، و چون با اين شرايط دعا انجام شود بزرگتر نوع عبادت خواهد بود « 1 » ، و جمله ى « ادْعُوا رَبَّكُمْ » تا آخر اشاره به اين گفتار ما است كه دعا يعنى زارى از موجود ناقص بحضور كامل ، پس وقتى انسان دعا مىكند كه معتقد باشد ، خود سخت بيچاره است و قدرت بىآغاز و انجام نگهبان او است . روح البيان : حسين كاشفى در رسالة العليّه گفته است : اى درويش قومى كه كمينگاه نفس را ديدند و دانستند ، ذكر بجهر گفتن مناسب نديدند ، كه به ريا انجامد ، و مخفى بذكر مشغول شدند ، و قول حقّ تعالى را كه « وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ » كار بستند ، و جمعى كه بمرتبه ى اخلاص رسيدند و باطن خود را از ريا پاك يافتند ذكر را بجهر گفتند ، و هر يك را از اين دو طايفه بر عمل خود دلائل است ، و در مثنوى است : گفت : « ادْعُوا اللَّه » بىارزش مباش تا بيايد فيضهاى دوست فاش تا « سَقاهُمْ رَبُّهُمْ » آيد خطاب تشنه باش « اللَّه اعلم بالصّواب » و در اسرار محمّديّه گفته است : آدمى در هنگام دعا ، به ظاهر و باطن روى به خدا است و براى همين بايد با حضور قلب باشد ، و راز اينكه در آن هنگام دست بلند ميكنند و پس از دعا دستها را به صورت ميكشند آن است كه : يك دست كنايه است از توجّه آدمى بحقّ بوسيله ى اعضاى ظاهرى ، و دست ديگر كنايه از اينكه به باطن و روى دل با خدا دارد ، و زبان كه مشغول بدعا است كنايه است از توجّه جمله موجوديّت خود به خداوند ، و دست ماليدن به صورت براى آن است كه چون صورت هر چيز آئينه
--> ( 1 ) در اديان آسمانى دعا يكى از عبادات است كه موجب قرب به پروردگار و نتيجه اش در وجود آدمى كمال نفس و ترقى از مرتبه پستتر بمرتبهء عاليتر ، و علاوه بر اين خود يكى از اسباب معنوى براى رسيدن بمراد است و خداوند آن را سبب قرار داده و وعدهء اجابت فرموده و چنانچه مصلحت نداند انجام نمىپذيرد . و تا كنون بسيار تجربه شده كه هنگام نيامدن باران در فصل مخصوص مسلمانان نماز استسقاء خواندهاند و بلا فاصله باران باريدن گرفته و همه مردم مشاهده كردهاند و تا وقتى نماز استسقاء نخوانده بودند باران نيامده . ( مصحح )